دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

حاج اسماعیل دولابی " Haj Esmaiel Dolabi " خوب یا بد هر چه هستی صادقانه خودت را به خدا عرضه کن و بگو خدایا هرچه هستم مال شما هستم.

leila
leila

حاج اسماعیل دولابی " Haj Esmaiel Dolabi " خدا خلق را دعوت کرده است و در راه دیدار او هر خسارتی که به کسی وارد شود خودش ضامن است. چه خسارت دنیایی و حتی خسارت اخرتی. اگر دزد جیبت را زد٬ یا شیطان چیزی از تو ربود ضامنش خداست وخودش جبران میکند

leila
leila

حاج اسماعیل دولابی " Haj Esmaiel Dolabi " خدا خلق را دعوت کرده است و در راه دیدار او هر خسارتی که به کسی وارد شود خودش ضامن است. چه خسارت دنیایی و حتی خسارت اخرتی. اگر دزد جیبت را زد٬ یا شیطان چیزی از تو ربود ضامنش خداست وخودش جبران میکند

leila
leila

عشق خدا داده عجب عشقی خدا داده که او قدری به ما داده همان زره ، چو دیوانه بسی دل گشته مستانه ز عشق شیرین خندانه چه عشقی , شمع وپروانه خداوند، آن نورجاودانه جهانت هویدا با همه عشقه می و ساقی همان نام حقه نخستین نعره مستانه پوشیده ازصد جامه مستی بر لب پیمانه واژگون عشق مستانه ببین عشقت چه ها کرده زاهد گشته پاره پاره تسبیح گوید به صد دانه مجنون صحرا گرد دیوانه عشق و عاشق هست یکدانه دل پر از عشق خدا گشته مرا حق از می عشق آفریده‌ وزعشق خدا مستم چو یک باده عشق مانند شفیع مشفقه عشق جوشد همچو آب چشمه زلال و پاک گردد او روانه اندیشه عشق گشت افسانه در این دنیای فرزانه ز عشق عاشق درویش میخانه که عشق ترا بر همگان برگزیده عشق به خدا، همیشه خوش و تازه جهان را دلگشا وجود عشقه در عشق خدا، عالم چو بهشته حمد و ثنای خدای عالم ذکرعشقه نورحق شمع‌ عشق افروخته لطفت خدایی ، هویدای عشقه هیزم عشق خدا، همین جسمه درون باغ عشق، عشق الله که میوه اش ، اشک راه عادل به عشقش شد خدا داده عاشق خدا محمد حسین عادلی

leila
leila

حاتم اصمّ كه از عابدان وارسته و مخلص بود. يكى از مسلمين بنام عصام بن يوسف نزد او آمد و از روى اعتراض به او گفت : تو چگونه نماز مى خوانى ؟ حاتم گفت : هنگامى كه وقت نماز فرا مى رسد، برمى خيزم وضوى ظاهرى و وضوى باطنى مى گيرم . عصام گفت :وضوى باطنى چگونه است ؟ حاتم گفت : در وضوى ظاهر، اعضاى وضو را با آب مى شويم ، اما در وضوى باطن آن اعضاء را با هفت خصلت مى شويم : 1- توبه 2- پشيمانى از گناهان سابق 3- ترك دلبستگى به دنيا 4- ترك تعريف و ستايش مخلوقات 5- ترك رياست مادى 6 - ترك كينه 7 - ترك حسادت . سپس به مسجد مى روم و آماده نماز مى شوم ، در حالى كه: كعبه را پيش رو مى بينم و خود را در برابر خداى بزرگ يكپارچه محتاج مى نگرم . گويى در محضر خدا هستم ، بهشت را در طرف راست و دوزخ را در طرف چپ و عزرائيل را پشت سر خود مشاهده مى كنم و گويى پاهايم روى پل صراط قرار گرفته است و اين نماز، آخرين نماز من است ؛ سپس نيّت مى كنم و تكبير پاك مى گويم و حمد و سوره را با تفكّر و تاءمّل مى خوانم ؛ آنگاه ركوع را با تواضع و خشوع انجام مى دهم ، و سپس سجده را با تضرع و زارى بجا مى آورم و تشهّد را با اميد مى خوانم

leila
leila

یکی‌ از شرکت‌های هواپیمایی برای تبلیغ و فروش بلیطهای پرواز‌های مختلفش، تسهیلات خاصی‌ رو برای بیزنسمن هایی که همسرانشون رو همراه خودشون به سفر‌های هوائی اون شرکت میبردن, در نظر میگیره و ۵۰% تخفیف روی بلیط اونها قائل میشه. بعد از مدتی‌ که می‌بینن این طرح با استقبال خیلی‌ زیادی مواجه شده و اکثر بیزنسمن‌ها همسرانشون رو در پرواز‌ها همراه خودشون میبرن, با فرستادن نامه‌ای به همسران این افراد, نظرشون رو در مورد سفر‌ها جویا میشن و پاسخی که از تمام این زنها دریافت میکنند,همین دو کلمه بوده..... کدوم سفر؟!!!!!!!

leila
leila

می خواستم به دنیا بیایم، در یک زایشگاه عمومی؛ پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی! مادرم گفت: چرا؟... پدر بزرگم گفت: مردم چه می گویند؟!... می خواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه ی سر کوچه ی مان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!... به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟... پدرم گفت: مردم چه می گویند؟!... با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟... خواهرم گفت: مردم چه می گویند؟!... می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟... آنها گفتند: مردم چه می گویند؟!... می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند؟!... اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟!... گفتم: چرا؟... همسرم گفت: مردم چه می گویند؟!... می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. همسرم گفت:

leila
leila

داستانی از کودکی ملاصدرا محقق شهیر شیخ عبدالله زنجانی در رساله ای که در احوال صدرالدین شیرازی ( ملاصدرا ) نوشته است ، داستانی نقل کرده و می نویسد : پدر ، وی او را روزی در کار اداره امور درگاه دستگاه خود گمارد و پس از آن که بازگشت و صورتحساب هزینه آن مدت را از فرزند طلبید، دید که مبلغی نسبتاً زیاد ( سه تومان به ارزش آن روز و هر تومان به معنی ده هزار ) را به عنوان خیرات به مستمندان بخشیده است و این معادل همان مبلغی بود که پدر برای داشتن فرزند به پیشگاه خداوند متعال نذر نموده بود. هنگامی که پدر با شگفتی سبب و بهانه این هزینه را از فرزند پرسید ، فرزند هوشیار خردمند وی پاسخ داد که این همان بهائی است که باید به پای فرزندتان می پرداختید

leila
leila

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟ پسر جواب داد:من میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود. پسرم من میزنم یا تو؟ این بار پسر جواب داد شما میزنی. پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟؟؟ پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی... سلامتی همه باباهای دنیا.....!

leila
leila

پدر بزرگ هميشه مي گفت : عشق در دل مرد است و لبخند بر لب زن / رازم را مي داني خودت لبخند بزن

leila
leila

خدا گفت : زمين سردش است چه كسي ميتواند زمين را گرم كند ؟ ليلي گفت : من . خدا شعله اي به او داد . ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت . سينه اش اتش گرفت . خدا لبخند زد . ليلي هم . خدا گفت : شعله را خرج كن . زمينم را به اتش بكش . ليلي خودش را به اتش كشيد . خدا سوختنش را تماشا مي كرد . ليلي گر مي گرفت . خدا حظ مي كرد .

leila
leila

مرا به ذهنت نه…. به دلت بسپار…. من از گم شدن در جاهای شلوغ ...می ترسم ...

leila
leila

پدرم هنوز هم وقتی می گوید " درست می شود " تمام دل نگرانی هایم رنگ می بازد

leila
leila

اعتبار دوستى شما رو به اتمام است با وارد نمودن رمزطلایى I LOVE YOU علاوه برشارژخودازعلاقه۱۰۰%مابرخوردارشوید شرکت دل

leila
leila

زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ میگم پـَــــــ نَ پـَــــ مرکز نخبگان ایران