❤ ●•• ☂ ••● ❤
خدایا کفر نمیگویم، پریشانم، چه میخواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایهی دیوار بگشایی لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگویی نمیگویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
❤ ●•• ☂ ••● ❤
به سلامتي اون پسري كه 10سالش بود باباش زد تو گوشش20سالش شد زد تو گوشش چيزي نگفت،30سالش شد باباش زد تو گوشش پسره زد زير گريه،پرسيد قبلا گريه نميكردي؟ گفت: قبلاً دستت نمي لرزيد
❤ ●•• ☂ ••● ❤
بی احساس و بی عاطفه بودن ، انسان را از واقعیت دور میکند . امیر احساسات باشیم نه اسیر آن . . .
❤ ●•• ☂ ••● ❤
روزي اگر نبودم،تنها آرزوي ساده ام اين است که زير لب بگويي: يـــادش بخـــــيـر
❤ ●•• ☂ ••● ❤
دیگر حالی نمی ماند وقتی گذشته ات با آینده تبانی کرده باشد …





12 سال و 11 ماه و 16 روز و 17 ساعت و 21 دقيقه قبلممنون عزیزم
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 53 دقيقه قبل




12 سال و 11 ماه و 14 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبلkhahehs golam
...
12 سال و 11 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 1 دقيقه قبل@maryam4665
12 سال و 11 ماه و 16 ساعت و 51 دقيقه قبل