با #چشمانی پر از اشک با حالتی زار صورتی سرخ با بغض و صدای بریده بریده گفت دلم برای عشقم تنگ شده ، میگفت کاش دنیا را من می ساختم دنیایی بی کینه دنیای بدون جدایی دنیایی پر از شادی به چشمان سرخ و اشکبارش خیره شدم گفتم تو دنیای #خودت را بساز بگذار جهانت آنقدر وسعت داشته باشد تا تمام #ناملایمات در آن گم شود آنقدر بشکن تا شکستن در #تو بی اثر باشد آنقدر #بمیر تا مرگ دوست صمیمیت باشد آنقدر تنها شو تا #تنهایی معشوقت شود آنقدر درد تجربه کن تا درد آشنا شوی آنگاه تو دنیای خود را ساخته ای دیگر گریه نکرد به خیالم در فکر فرو رفت . #اللهـیـــار