✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
امیرفال
اشک ها یِ یک مرد ، زمستانند... یخ میزنند.. میترکانند... چشمهایش را !
✔کتــ☾ــے ...
و من گهگاهی ، خاطراتم را تا میکنم و در کشوی سوم میگذارم / برای زمانی که چیزی برای از دست دادن ندارم .....
هیــــــــــوا
مرتیکه الاغ اعصاب واسم نذاشت تا رفت !!!