✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
گفتم که سکوت ... ! از چه رو لالی و کور ؟ فریاد بکش ،که زندگی رفت به گور گفتا که خموش ! تا که زندانی زور بهتر شنود ، ندای تاریخ ز دور بستم ز سخن لب ، و فرا دادم گوش دیدم که ز بیکران ،دردی خاموش فریاد زمان ،رمیده در قلب سروش کای ژنده بتن ، مردن کاشانه به دوش بس بود هر آنچه زور بی مسلک پست در دامن این تیره شب مرده پرست با فقر سیاه.... طفل سرمایه ی مست قلب نفس بیکستان ، کشت ... شکست دل زنده کنید تا بمیرد نکام این نظم سیاه و ... فقر در ظلمت شام برسر نکشد ، خزیده از بام به بام خون دل پا برهنگان ، جام به جام نابود کنید . یأس را در دل خویش کاین ظلمت دردگستر ، زار پریش محکوم به مرگ جاودانی است ... بلی شب خاک بسر زند ، چو روز اید پیش
✔کتــ☾ــے ...
اعتراف میکنم تونبودی که بگم بری...تواصلاارزشی نداشتی
✔کتــ☾ــے ...
دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را
✔کتــ☾ــے ...
من در این کلبه خوشم ، تو در آن اوج که هستی خوش باش . من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش
✔کتــ☾ــے ...
"تقدیم به مقام مادر"
تو شکوفاترین بهارمنی
مهربونی من، نگارمنی
همه عالم اگرزمن بگسست این گل زیبا تقدیم به تو ای مادر
بازهم خوب من کنارمنی
مهرتو نقطه عروج من است
خوش به حالم که غمگسارمنی
خوش به حالم که با تو سرمستم
درره عشق تک سوارمنی
با تو جانی دوباره می گیرم
تو که پایان انتظارمنی
انتظارشکست هرچه غم است
تو که هرلحظه بی قرار منی
✔کتــ☾ــے ...
بیا که لحظه لحظه های انتظار تمام وجود خسته مرا به نیستی کشانده است...
✔کتــ☾ــے ...
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…