✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
✔کتــ☾ــے ...
اسم من چیست؟خدایا چه كنم یادم نیست! امشب آماده شدم تا چه كنم؟یادم نیست! من كه همسایه ی نزدیك شقایق بودم.پا شدم آمده ام اینجا چه كنم؟یادم نیست! من چرا از تو بریدم؟ و چرا برگشتم؟ وبنا شد كه دلم را چه كنم؟یادم نیست! من نشانی دل در به درم را زیبا از تو پرسیده ام.اما چه كنم؟یادم نیست! این نوشته غزل كیست كه من می خوانم؟اسم او چیست؟خدایا چه كنم یادم نیست!!....
✔کتــ☾ــے ...
مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی! دور هم باشی اگر از من ٬ همیشه با منی تو همیشه بی خبر مهمان بغضم می شوی بی هوا از چشم های خسته ام سر می زنی..
✔کتــ☾ــے ...
شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.
✔کتــ☾ــے ...
زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است