✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
خوابيدي بخواب....ديگه خورشيد چهرتو نميسوزونه جاي سيلي هاي باد روشونميسوزونه....
✔کتــ☾ــے ...
سالی گذشت ، باز نیامد وعید شد گیسوی مادر از غم بابا سپید شد امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت امروز هم دو مرتبه باران شدید شد مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت امسال هم بدون تو سالی جدید شد ده سال تیر و آذر و اسفند و... خون دل تا فاو و فکه رفت ولی ناامید شد ده سال گریه های مرا دید وگریه کرد اما به من نگفت چرا ناپدید شد ده سال رنگ پنجره های اتاق من هم رنگ چشم های سیاه سعید شد بعد از گذشت این همه دلواپسی و رنج مادر نگفته بود که بابا ، شهید شد!
✔کتــ☾ــے ...
حالم را پرسیدند گفتم : رو به راهم ! نمیداند رو به راهی هستم، که تو رفته ای !
✔کتــ☾ــے ...
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره، رو به رو ... ... پا به فرار می نهم کوچه به کوچه، کو به کو
✔کتــ☾ــے ...
اين روزا که شهر عشق خاليترين شهر خداست خنجر نامردمی حتی تو دست سايه هاست وقتی که عاطفه رو ميشه به آسونی خريد معنی کلام عشق خاليتر از باد هواست اما من که آخرين عاشق دنيام ماهيه مونده به خاک و اهل دريام از همه دنيا برام يه چشمه مونده چشمهای به قيمت همه نفسهام از همينه که همه عمرمو مديون توام تويی که عزيزتر از عمر دوبارهای برام بی نيازی به تن قلندرم تنها لباسه اما دستام به ضريح تو دخيل التماسه من برای گم شدن از خود و غرق تو شدن