@✔کتــ☾ــے ... سلام خانم بلا از آنجایی که فرمودید به شما کتی نگوییم و بلا بگوویم اینگونه خطابتان می کنم سوالی داشتم که اگر افتخار دهید به پاسخ گویی منت بر سر حقیر و بسیاری جماعت اندر کف نهاده اید ! خوب چرا بلا ؟ مگر کتی چیش است از بلا که بهتر است ملت همیشه در صحنه ما که همیشه بلا گریزانند شما چرا می خواهید بلا باشید ؟ می خواهید مردم از شما دوری کنند ؟ آیا می خواهید تارک دنیا شوید ؟ این بود سوالات من واضح و مبرهن است که نیاز به یک پاسخ گو دارد که شما باشید لطف کرده از آوردن بستنی و بلا به داخل این کامنت دونی به شدت خودداری فرمایید چرا که ما بلا دیدگانیم پیشاپیش از همکاری شما متشکریم
الان این لولی پی چیه
آقای لولی باید خدمتتون عارض باشم که هر چیز تکی میتونه یه جور بلا حساب بشه..همونطوری که زلزله ی 10 ریشتر بلا ی طبیعی حساب میشه اما2ریشتر نه.اصلا کسی بهش اهمیت نمیده
ما چرا باید شاد بودن رو یه جور بلا حساب کنیم...؟چرا همیشه دنبال این هستیم که ثابت کنیم که چیزایی که مصیبت میارن بلا حساب میشن,,؟
به نظر من کسی که میخواد شاد باشه میتونه واسه خودش بلا باشه....نشنیدی لولی که به کسی که زیاد وروجک باشه میگن عجب آدم بلایی هست
لطفا آقای لولی جنبه ی مثبت رو ببین...همیشه منفی نباش ....خود زندگی یه جور بلاست از دیدگاه من
@خواستگار : فرمایشات شما بسیار متین . عرض شود که اینجانب از نظر واژگانی به لغت بلا نگاه کردم نه از نظر مفهومی که در میان جامعه کنونی رواج پیدا کرده . اگر دقت بفرمایید به قول شما به وروجک ها هم از این نظر بلا می گویند که از بس شیطنت می کند دچار تخریب می شود نه از آن نظر که شیرین است که متاسفانه مفهومش در میان ما بد جا افتاده . در ضمن بنده پی هیچ چیز خاصی نیستم در پی همان چیزی هستم که این سایت به هدف آن بنا نهاده شده
یه عده نمیدونم چی فک میکنن.....باخودشون اصلا انگار یادشون رفته اینجا مجازی و ما ادمایی هستیم که زندگی شخصی درواقعیت داریم....براشون متاسف باید بود.....
می دانی . . ؟ آدم های ِ ساده . . . ساده هم عاشق می شوند . . . ساده صبوری می کنند . . . ساده عشق می وَرزَند . . . ساده می مانند . . . اما سَخت دِل می کنند . . . آن وقت که دل ِ می کنند . . . جان می دَهند . . . آدم های ِ ساده . . #کتی
قسمتی از دنیای من گرم است آن سطحی که آفتاب بر آن ببارد تاریکی، سرد است چون ترس دارد ترس، تکه ابر کثی[!]ت که اعصاب آبکی ات را جذب خود می کند.. و نگاه، پرتاب موجی از انرژی های تو خالیست.. اتاقیست که در آن، تولد در سنین بالاتر صورت میگیرد اما قسمتی که تو به آن پا می گذاری تمام دنیای من است مساحت کوچکی ست، مربع شکل که اطرافش را، بذر دیوار کاشته ام تا محصور خودت شوی، در یک نگاه تو خالی. این روزها هم اندازه ی یک آغوش گرم، سرد و بی جانم به اندازه ی یک دقیقه، یا صد و بیست دقیقه.. برایت حرف دارم این روزها، روز هایم را در این مساحت مربع شکل میگذرانم دستانم پر از بذر دیوار است دلم را از سردخانه بیرون کشیدم، که طعمه ات باشد بیایی، بنشینی تا من دور تا دورت را بذر بکارم سقف از تو آغوش سرد از من، شاید که دل داغت آرام بگیرد..
اقا به دادم میرسیاين جمعه هم گذشت* ساعات عمر من همگي غرق غم گذشت* دست مرا بگير که آب از سرم گذشت* مانند مرده اي متحرک شدم بيا* بي تو تمام زندگي ام در عدم گذشتتا کي غروب جمعه ببينم که مادرم يک گوشه بغض کرده,که اين جمعه هم گذشت...* مولا شمار درد دلم بي نهايت است* تعداد درد من به خدا از رقم گذشت * حالا براي لحظه اي آرام مي شوم* ساعات خوب زندگي ام در حرم گذشت*
@✔کتــ☾ــے ... نه هنوز دلت خاک دارد...یک تکان دیگر بس است.. تکاندی؟؟!! دلت را ببین! چقدر تمیز شد. دلت سبک شد! حالا این دل جای*او* ست ... دعوتش کن ، این دل مال* او* ست همه چیز ریخت از دلت همه چیز افتاد ...و حالا... وحالا تو ماندی و یک دل، یک دل و یک قاب تجربه،مشتی خاطره و یک* او*.. خانه تکانی دلت مبارک...