✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند معنی کور شدن را گره ها میفهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایی پائین قصه تلخ مرا ، سرسره ها میفهمند .
✔کتــ☾ــے ...
این کلبه چون آتشکده ، زندان من است بیمارم و دیدار تو درمان من است هر چند که تنها و غریبم اینجا از عشق تو صد خاطره مهمان من است .
✔کتــ☾ــے ...
.
هوای باغ پاییزم ، شکفتن رفته از یادم
چنان بیگانه با خویشم که حتی سایه ام دیگر نمی آید به دنبالم
.
✔کتــ☾ــے ...
بودنم را هیچ کس باور نداشت هیچکس کاری به کار من نداشت بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم زیبا و قشنگ آنکه خوابیده در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد
✔کتــ☾ــے ...
اینجا همه ی افسوس ها خوردنی هستند ، پس بیا دلی از عزا در بیاوریم .
✔کتــ☾ــے ...
رفتم که نبینی پریشان شدنم را غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم تا که یک لحظه نبینی غم تنها شدنم را
✔کتــ☾ــے ...
. ز من بگذر که من افسانه بودم شراب تلخ در میخانه بودم مرا در دست غم بگذار و برگرد که من با زندگی بیگانه بودم .
✔کتــ☾ــے ...
همیشه لبخند می زنم تا تمامی غم هایم را پنهان کنم
نمی خواهم بدانی درد با تو نبودن وسعتی است به اندازه تمامی غم هایم
✔کتــ☾ــے ...
وقت رفتن نميخوام ببينمت...ميدونم ببينمت...كم ميارم ......
✔کتــ☾ــے ...
دل بی درد ، همچون گور سرد است
✔کتــ☾ــے ...
هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست برداشتم !
✔کتــ☾ــے ...
تو کسی که خنده اش طعم زمستان میدهد من همان که ابتدایش بوی پایان میدهد خوب میدانم که یک شب ، یک شب بی انتها عشق روی دستهای بی کسم جان میدهد .
✔کتــ☾ــے ...
گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد بیچاره ۲ بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نما شد ولی ما هنوز صادق ترینیم . . .
✔کتــ☾ــے ...
دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل ، یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل . . . ؟