✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
زمان سالخوردگی ام فرا برسد! شاید عشق پیری،; چیز دیگری باشد!!!
✔کتــ☾ــے ...
عشق برای من شبیه انرژی هسته ای شده است ! با تمام دردسرهایش , لازم است !!!
✔کتــ☾ــے ...
قرارمان یک مانور کوچک بود! قرار بود… تیرهای نگاهت مشقی باشد! اما ببین، یک جای سالم بر قلبم نمانده است!!!
✔کتــ☾ــے ...
چگونه میشود یک عمر حد و مرزها را شکست و از محدودیت ها گریخت اما… همواره حول محور تو در گردش بود؟!!
✔کتــ☾ــے ...
قرارمان سالها بعد…. موزه ی حیات وحش ! دیشب ، قلبم را تاکسیدر می کردم !!!