✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
اميدوارم دوست قديميم نره چون ناراحت ميشم
✔کتــ☾ــے ...
امشب اين خانه عجب حال و هوايي دارد گفتگو با دل ديوانه عجب صفايي دارد همه رفتند از اين خانه ولي غصه نرفت باز اين يار قديمي چه وفايي دارد
✔کتــ☾ــے ...
از هاي و هوي کوچه و بازار خسته ام دلگيرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوي خانه تن خسته مي کشم آوخ ... کزين حصار دل آزار خسته ام بيزارم از خموشي تقويم روي ميزش وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام از او که گفت يار تو هستم ولي نبود از خود که بي شکيبم و بي يار خسته ام تنها و دل گرفته و بيزار و بي اميد از حال من مپرس که بسيار خسته ام
✔کتــ☾ــے ...
عشقت را چشیدم طعم کشک میدهد !