✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
یا این ابر مرطوب را از پیشانی من بردار و این پرنده خیس را که بال و پرش به بوی مغروقین آغشته است متواری کن. دیگر شهامت بوییدن گلی که نامش را نمی دانم در من نیست. قایق های توفان زده ی این دریا فقط در باور یک خیالباف حرفه ای به ساحل بازمی گردند. ردپای هر پرنده ای را در برف های پوک دنبال کنی به خانه من خواهی رسید.