دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

برای تو می نویسم برا تو که نامردترینی برا تو که با دروغات فریبم دادی تویی که هیچ وقت نمی بخشمت امروز تو زندگیم تو رو خط زدم با خودکار مشکی حسابی سیات کردم سیاه سیاه که تو همه تاریکیا گم شی و دیگه هیچ وقت نتونی یه گوشه قلبم چشمک بزنی دیگه برا همیشه بیرونت کردم می خوام بدونی که دیگه هیچ وقت شبام با یاد تو صبح نمیشه دیگه هیچ وقت تو خوابای من جایی نداری و دیگه قلبی برات نمی تپه امروز به آخر قصه رسیدم فصل پایانی قصمون با نامردی تو تموم شد ولی تموم شد می خوام فصل دیگه ای از زندگیم رو شروع کنم یه قصه تازه قصه ای که توش یه مرد می تونه باشه نه نامرد و شبا و روزام برای کسی بگذره که اشکمو در نیاره نه کسی که لیاقت اشکامو نداشته باشه آخرین حرفم اینه که خیلی نامرد بودی خیلی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اسمانم تیرست و در این تاریکی دلخورم از دل خویش دلخورم از دنیا که مرا بازی داد که دلم را بفریفت و از ان سنگی ساخت سخت سیاه گشت دلم پس از ان عشق به دلم راه نیافت،دل من حیوان شد! عشق را رنگی زد..پشت ان پنهان شد و به اسم عشق دل پاکی را شکست باز از پی ان سنگدل سابق بدوید! جز سراب و اضطراب و پوچی ودلواپسی،و گناه و هوسی هیچ ندید حال تا خرخره غرق است به گناه رو به مرگ است دل من! دل شکست و تاوان داد نگران است دل من.. نگران است که مبادا دستش،پیش عشق رو شود.. دود شود نیست و نابود شود! دلخورم از دنیا،دل من ساده بود کی چنین بیرحم بود...خانه اش پیله بود و در این پیله ی سرد،پاک چون اینه بود! چون به دنیا امد اینچنین حیوان شد..! من دلم پیله ی تنگ میخواهد که در ان بنشیند دور از همه ناپاکی ها و همه پوچی ها

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

هر یار اهل نیرنگ، هر دوست اهل حیله با پشت خورده خنجر، موندم تو این قبیله راتو برو مسافر، برگشتنت عذابه من تشنه لب تکیدم، آب این طرف گِل آبه از دورها چه زیباست، امواج آبی عشق اما دریغ و افسوس، چون می رسی سرابه

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

الهی در شب فقرم بسوزان ولي محتاج نامردان مگردان عطا کن دست بخشش همتت را خجل ازروي محتاجان مگردان

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

در این دنیا که مردانش چو نامردان عصا از کور می دزدند .من خوش باور نادان ازتو محبت آرزو کردم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من دلم بازهم شکست ازفرط نامردی ودرد من دلم بازهم خرید غصه زیک نامرد بد من به تاکی بایداین نامردی ،بینم پس زدل من مگر دارم زنامردان عالم،خشم به دل من دگر باره کمی افسرده ودل خسته ام من به دامان کدامین، دوست خوب بگسسته ام من به دنبال تب وتاب تمام مستی ام من به تنهایی چرا یک سویه دراین هستی ام من زناپاکان دوستی یا رفاقت بازهم خم گشته ام من دراین دنیای کوچک مات ومبهوت گشته ام من به نامردی دگر دل بسته ام من همانم که تمام عمر را بس زنامردان عالم خسته ام من زصبح وشب ندیدم به دورم، خیرزاین لشکررفیق من چگونه مانده ام درزندگی با لشگری ازنارفیق من به خود حسرت خورم کز معرفت من که دیدم دردلم دهها و صد بی معرفت من به درگاه خدا خواهم که نابودش کند من همیشه خواهم از این دل دگر دورش کند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@یـ ـک آدمـ ـ

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

و حالا بامن زمزمه کن . . . زندگی نقطه سر خط سه تا نقطه تا قیامت قلبمو مچاله کردی روی نقطه چین نامرد با سی ودو حرف دلگیر مختصر مفید و ساده گفتی که سایه ی عشقت از سرم خیلی زیاده زیر درد رو خط کشیدی ضربدر زدی رو اسمم تا بدونی که به عشقت تا که جون دارم طلسمم عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جوابت نامرد . . . حال با من فریاد بزن . . . خدا....................................حافظ , جدا از هم خدا حافظ ولي کم کم خداحافظ رفيق من خداحافظ صليب نصب بر گردن خداحافظ همين حالا... خداحافظ ،اي تبعيدگاه آدم و حوا خداحافظ زمين سرد خداحافظ به ظاهر مرد،ولي نامرد

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

. . ... در لباس شباني... ....من ، بره اي بي دست و پا.... .....عاشق ساز و رسم چوپاني..... ...... نگو که دنيا نامرد نيست...... .......خنجرش را اگر نمي بيني...... ........ پشت ابرهاي باراني........ ........حيف از آن گلها که مي رويند........ .........حيف از آن اشک ها که مي ريزند.......... ...........در اين دنياي قحبه قلابي !.......... . . . . ....................تو با مني يا بر مني؟...................... . . . . ... شکار مي کني آهوي دلم را... ... به همان سنت ديرينه که مي داني... ....هاي ! اي نا نجيب نقاب بر صورت..... ......نگو نمي بيني دلم را...... ....... مي رود به سوي ويراني...... .......من به صداي شيرين تو دل باختم....... ........يعني به همان تابوت بتي که مي سازي........ . . . . ............................ با توام.............................. . . . . ...اي طفل چشم دوخته دوخته به چرخ گردون... ....نگو که دنيا نامرد نيست.... .....خنجرش را اگر نمي بيني..... ......پشت پاييز و پريشاني !...... ..................اما بدون........نامردترازتو خودتي

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@ßάßάk яєzάiє حالا خطاب بدم جواب ميدننننننن منم بيكارنميمونم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@✔ عـلـ[بابا]ــی

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@یـ ـک آدمـ ـ

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

...هرچند لحظه عاريست... ....از صداي زائيدن احساس.... .....و تو يک تن بي روح..... ......بر درم مي کوبي...... ....... بر شبم مي ريزي...... .......رنگ خاکستري بي تاب........ ......... هر چند جاي تو خالي است......... ..........در برم ، روي نقاشي مهتاب.......... . . . . ................. اما ................. , , , , , ... ديدن جاي نگاهت... ....در نگاهي سرد ولي تبدار.... ................تماشاييست !................. ......روياي پريشاني است...... ........که پر از ويراني است....... ........و صدا مي کوبد........ . . . . ....................... که بگويد : ..................... . . . . ...جاي يک حجم سپيد.... ....در برت ، نزد دو چشم بيدار..... ..... اي دريغا ..... ...... خالي خاليست.....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@*فرياد*