*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
salam b hamgi....... asr bkheyr... che khabara khobin ? badazohreton rangiye rangi...
LiSbeth
توسط پیامک
ب نظرتون 1دختر14 ساله میتونه با 1پسر 22 ساله خوشبخت شه؟
امیرحسیــن :-)
ما رفتیم نماز .............................................هر کی میاد بسم الله
Alireza
به جان خودم دیگه تریپ غم و غصه خز شده.یکم چرت و پرت بگیم و بخندیم.یکم کل کل کنیم چی میشه؟