مهشاد
من خود،به تو پرِ پرواز دادم، اما... به همه گفتم درب قفسش باز بود و... پرید...
مهشاد
ارزان تـر از آنچــه فکرش را بکنی بودی ؛ امـــا برای من .. گران تمــام شدی!
مهشاد
زنگ زدند؛ رفتگر محله بود. گفت: ((آقا این عکس رو دیشب توی زباله های شما پیدا کردم.)) عکس تو بود.
مهشاد
گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم
وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند
مهشاد
غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه ی فردا باشی غربت آن است که چون قطره ی آب ، در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل ، در میان همه کس یکه و تنها باشی …
مهشاد
تقویم روزهایم شکسته و گم است ، بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است
مهشاد
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام
مهشاد
تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست / بلکه هر لحظه دلم مست تماشایی توست .
مهشاد
اگه مجبور باشم انتخاب کنم بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن ، از آخرین نفس استفاده می کنم تا بهت بگم : دوستت دارم .
مهشاد
نیازی به انتقام نیست فقط منتظر بمان... آن ها که آزارت می دهند، سرانجام به خود آسیب می زنند. و اگر بخت مدد کند، خداوند اجازه می دهد تماشاگرشان باشی !
مهشاد
میگم اشکالی نداره...عشق موندگاره...تو نباشی یکی دیگه...این میشه راه چاره
مهشاد
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ، وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم .
مهشاد
کسی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمیداند ، نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم که دوستش میدارم ، ولی افسوس او هرگز نمیداند ، به روی برگ گل نوشتم دوستش دارم ولی افسوس او گل را به گیسوان کودکی آویخت تا او را بخنداند .