محمد مهدی
کسی میدونه که درسای پیش نیاز جز معدل حساب میشه یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد مهدی
میدونم، شمام وقتی باباتون میاد بالا سرتون سر کامپیوتر وای میسته، همه چیو مینیمایز میکنید الکی تو دسکتاپ میچرخین !!!
محمد مهدی
فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه میگیم پا شو شلوارتو در بیار…
محمد مهدی
سلامتی اون پسری که ۱۰۰ تا دختر قشنگتر از دوست دخترش بهش پا میدن… ولی اون فقط با سه چهار تاشون دوست میشه
محمد مهدی
نون هم نشدیم یکی از روی زمین ورداره بوسمون کنه.........
محمد مهدی
عاشق اون لحظم که استاد جک میگه و هیچکس نمی خنده…
محمد مهدی
طی مسابقه دو استقامت در ل.ر.ستان بدلیل منحرف شدن دوندگان از مسیر مسابقه مسئولان پس از ۶ ماه تلاش توانستند دوندگان را در حوالی یونان به ضرب گلوله متوقف و پیکر پاک آنان را به میهن اسلامی باز گردانند .
محمد مهدی
کجای این شب تاریک مانده ای ستارهء من ؟؟
محمد مهدی
هیچکس با من نیست!!!!!!!!!!!!
محمد مهدی
زندگی را با سکوت لحظه ها ادامه خواهم داد
چه پایانی خواهد داشت نمی دانم
محمد مهدی
خداوندا آمدنم با تو بود و رفتنم نیز با تو پس چرا تلخ ساخته ای بگو که حکمتت چیست برایم ؟؟؟
محمد مهدی
مرا چه به تنهایی و سکوت ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
محمد مهدی
الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمیده؟ یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟ خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده. بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ... هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم . صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟ فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟ بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما... بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛ بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو..دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد وگفت:خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم.........
محمد مهدی
من به تنهایی باغ بعد یک خواب زمستانی میاندیشم و به گلهای فروخفته به دامان سکوت من به یک کوچۀ گیج گیج از عطر اقاقیها میاندیشم
محمد مهدی
امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده … تنهای تنها میون این همه آدم سخته.
سوگند جان.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 5 دقيقه قبل
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 5 دقيقه قبلبرن حرفاشون رو بزنن هر چی خودشون تصمیم گرفتن.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبلباشه واستا عکساش رو الان بهت خطاب میدم ببین پسرم چه چیزی یه

12 سال و 10 ماه و 27 روز و 20 ساعت قبلبعد عکسا رو نشون هانا خانم بده
باشه داش.../
12 سال و 10 ماه و 27 روز و 19 ساعت و 57 دقيقه قبل