مرضیه
عشق، هر شب خاطراتش را بازخوانی میکند در خندههای تو.
مرضیه
چـه قدر تلـــخ شده ای این روزهــا ... قندهــایت را در دل ِ چه کسی آب می کنیــــ ؟!
مرضیه
هیچ قــــطاری از این اتــــاق نمی گذرد من اینجــــا نشسته ام و با همین سیـــــ ـگار قــــطار می آفرینم نمی شنـــوی ...!؟ سرم دارد سوتــــــ ــ ـ می کشد ...
مرضیه
. در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است ...
مرضیه
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی!.... نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه ...
مرضیه
صبرفریب بزرگیست … دیریست که باغوره ها کلنجار میروم حلوا نمیشود
مرضیه
هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم ....سینه میگوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن
مرضیه
رویا هایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند اما همیشه شیرین اند مثل رویــــای داشتن تـــــــو . . .شب خوش
بهار آمده ، امّا هوا #هوایِ-تو نیست !
13 سال و 7 ماه و 29 روز و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلمرا ببخش اگر این غزل ، برایِ تو نیست ..
به شوق ِ شالُ کلاهِ تو برف می آمد ..
و سال هاست از این کوچه #ردِ-پــایِ-تو نیست !
نسیم با هوس ِ رخت هایِ رویِ طناب ..
به رقص آمدهُ دامن رهایِ تو نیست ..
کنار ِ #این-همه مهمان چقدر #تنهایم !؟
میانِ این همه #ناخوانده ، #کفشهایِ-تــو نیست ..
به دل نگیر اگر این روزها کمی دو دلم !
دلی کلافه که #جایِ-تو هستُ جایِ تو نیست !
به شیشه می خورد انگشت هایِ باران ، آه ..
شبیهِ #در-زدنِ-تو ، ولی #صدایِ-تو نیست !
تو #نیستی ، دلِ این #چتر وا نخواهد شد ..
غمی ست #باران ! وقتی هوا #هوایِ-تو نیست ...!