مرضیه
نبین که میخندم.... من یکی دیگر باور کردم کارم از گریه گذشته ست... می دانم دیگر هیـــــــــــــــچ کس برایم " او " نمی شود... حتــّـــی " خودشـــــــــ ..."
مرضیه
. در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است ...
مرضیه
میگویی هر چه بوی تو را میدهد آتش زنم … ترسم جانم آتش گیرد …
مرضیه
"گرگ" هم که باشی عاشق "بره ای" خواهی شد که تو را به علف خوردن وا می دارد و رسالت "عشق" این است,شدنِ آنچه "نیستی
مرضیه
دلتنگ یعنی: روبروی دریا ایستاده باشی و خاطرات یک خیابان خفه ات کند...
مرضیه
آدم خوب قصه های من!! دلتنگت شده ام، حجمش را میخواهی؟؟؟ خدا را تصور کن…
مرضیه
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند بجای شمع گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند …/!/
عزیزمی . مرسی به خاطر باز نشر هات

13 سال و 5 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 44 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبل