عکس سه سالگیم به همراه کامران پسر همسایمون... یه سال از خودم بزرگتر بود... 24 سال همسایه بودیم... 24 سال همدیگرو میدیدم... همبازی دوران بچگیم... متاسفانه چند ماه پیش تو یه سانحه تصادف درگذشت... روزی که خبر مرگشو شنیدم تا ساعتها شوکه بودم... همون موقع داشتم با یکی از دوستای دنبالریم حرف میزدم... نمیخواستم بدونه بغض دارم ولی بهش گفتم ناراحتم... بعد از تماسمون نشستم روی پله های حیاطمون... گریه نکردم ولی تا تونستم اشک ریختم... هنوز سرخاکش نرفتم...
از همین الان پیشاپیش بگم فردا که تولده @فوژاناینـــو @ســآرا هی از همدیگه عکس میگیرن بعد طوری وانمود میکنن که انگاری هرکدومشون عکسی که از هم گرفتن یواشکیه درصورتی که خودشون به هم میگن از این کارم عکس بگیر بزار دنی بعد مثلا من نمیدونستم میام دور هم میخندیم اصن من کشته مرده این شوخیآ دخترونه ام به موت قسم
با بابام دعوا افتادم چرا مامان منو باردار بود نبوردیش دریآ یا جنگل آخه دکتر گفته اگه به دریا نگاه کنن چشم بچه آبی به سرسبزی نگاه کنه بچه چشمش سبز میشه بعد مامان میگه :نـــه وقتی بچه اولین تکونو تو شکم مامانش خورد مادر هرجا نگاه کرد بچه چشاش اون رنگی میشه وقی تو اولین تکونو خوردی من سقف خونه مادربزگتو دیدم بعد چشمات قهوه ایی شد آخه سقفشون چوبیه تورو خدا شانسو میبینید منم کرم داشتمو جا قحطی بود واسه لگد زدن
#اعتراف میکنم دوست داشتم با @OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO همشهری باشم بعد رفیق فابریکم میشد چون مث خودم دیونه اس مث من یه تخته اش کمه نــــه فرش پاتریسو میگم یه تخته اش کمه وگرنه منو علی تخته هم نداریمبه موت قسم
تو یاهو رفیقم گفت این بنده خدا اَد کن منم اَد کردم اون بنده خداهِ گفت این بنده خدا را اَد کن منم کردم این بنده خدا جدیده گفت این بنده خدا را اد کن منم کردنم این روند ادامه داشت آخر واشر سرسیلند سوزوندم همشونو حذف کردن منو اینجوری نبینیدا یک موجود بی اعصابیم دومی نداره به موت قسم
امروز بعد تموم شدن کلاس استاد یه برگه داد واسه اطلاعات عمومی کلن چرتو پرت بود بعد من جلو نشسته بودم رفیقم گفت مظاهر اینو میخوای چیکار کنی من :باهاش قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب استاد :آفرین ادامه بده درستو حذف کردم برو تو همون قایق سفر کنهیچی دیگه آخر بیخیال من شد به موت قسم
بعد امروز درس تنظیم خانواده داشتیم کلی خنیدیم چون مطالب خاک برسیه از گفتنش معذورم هرچی سوال میکردیم استاد میگفت خودتون خوب بلدین از من نپرسین استادم استادآ قدیم به موت قسم
چند وقته خیلی دوست دارم از دنبالر #برم: ) که این چند روزه بیشتر حسش میکنم: | چون دلیلی واسه بودن نمیبینم اینجا یآ همه همشرین ,یا دوست نزدیکن,یا بامخاطبن که مآهیچکدومشونو #نداریم: )تنهآ دلیلی که هنوز هستم فقط فرار از #فکرو#خیاله : (به محض اینکه کسی یا چیزی یا دلیلی برایه فرار از تنهایمو فکر خیالم پیدا کردم میرمو دیگه ریختمو نمیبینید: ) #همین . . .
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 50 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه