دیدين تو فيلما : تا يكي تير ميخوره و ميوفته زمين به رفقاش ميگهشماها فرار كنيد نگران من نباشين همش زر مفتهمن اگه تير بخورم ببينم رفقام دارن ميرن، از پشت همه شونو ميبندم ب رگبار!گفته باشم!
رفیقم پیام داده عموش اوکی رفتن خاستگاری برای رفیقماز بابای دوستم گرفته الان نمیودم چرا این وسط نیش من باز شده لامصب بسته هم نمیشه الانم پیام داده یکی از شاهدهایه عقد باس تو باشی
الان رفیقم پیام داده مظاهر واسم دعا کن من :چی شده رفیقم: عموم رفته با بابام درباره نگار صحبت کنه(مخاطبش) از لحاظ قَصد ازدواجی بودن نه بره لوش بده هییی یه عروسی اوفتادیم
امروز حساب كردم ديدم به طور ميانگين روزانه بين100تا 150 تا دختر بهم مسيج ميدن واسه دوست شدن باهاشون يعني كور بشم اگه دروغ بگماوه چرا همه جا تاريك شدچراغارو كي خاموش كرد؟
از وقتی از مشهد اومدیم هروقت میخوام برم سروقت سوغاتیها یه دفعه یه صدایی میگه :مظاهررررررررر نخور مهمون میاد الان وضعیت وخیم تر شده میگه برو تو اتاقت خودم واست یدونه گَز میارم مامی من چه کردم این چنین بر روزگارم میکنی اصن من راضی نیستم مهمونآ بخورن
دکتر هم دکتُرآ قدیم مثلن قرار بود @ســآرا چهار تیر خاله شه ولی 1تیر خاله شد البته همه جا یه درصد خطایی وجود داره مبارک خاله سارا #روشآ را از طرف من بعدشم 3تیر سالروز #عمه شدنشه خوشآ به سعادتش
اول قرار بود 4تیر باشه بعد خانوم دکتره گفت بشه 2تیر
بعد یهویی خودش بی خبر 1تیر به دنیا اومد
مرسیییییی
نه نه نه گاز نه
اوهوم امروز سالروزِ عمه شدنمه #باران جون مرسییی
یه بار حالا من بدون نَردبون رفتم پشت بوم حالا هی مامی بندهمظاهر برو فلان وسیله را بیار باز نمیدونه که من حوصله نداشتم نردبونو بیارم بعد ببرم سر جاش واسه همین بدون نربون رفتم
یکی از آرزوهآم این بود که یه نقاش بشم بعد تصویر هرکسو که دوست داشتم بکشم بعد از اونجایی که عَجول تشریف دارمو حوصله ندارم بیخیال این آرزوم شدم هیچی فقط خواستم در جریان باشید یه وقت نگید ذوق هنری نداره
#مولانا میفرماید آمد بهار جانها ای شاخ تر به #رقصآ#جان پدر برقصآ جان #پدر برقصآ از پا و سر بریدی بیپا و سر برقصآ ای خوش #کمر برقصآعجب شاعرآ منحرفی داشتیمآ
مارچو جان مولانا این شعرو گفته که محسن چاووشی انو خونده اسمش هم هست برقص آ
شک داری اینم متنش
آمد بهار جانها ای شاخ تر به رقص آ
چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقص آ
ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر
ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ
چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی
از پا و سر بریدی بیپا و سر به رقص آ
♫♫♫
تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی
گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ
از عشق تاجداران در چرخ او چو باران
آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر به رقص آ
ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته
رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ
در دست جام باده آمد بتم پیاده
گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ
پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد
یوسف ز چاه آمد ای بیهنر به رقص آ
تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد
هجرم ببرده باشد دنگ و اثر به رقص آ
کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی
کای بیخبر فنا شو ای باخبر به رقص آ
طاووس ما درآید وان رنگها برآید
با مرغ جان سراید بیبال و پر به رقص آ
کور و کران عالم دید از مسیح مرهم
گفته مسیح مریم کای کور و کر به رقص آ
مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است
اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ
بــآیـَـد #تنهــآیــی رو خــوب بــفـَهـمـم تـــآ بــتــونــم #کــسی رو خــوشبـخــت کنــم : )
12 سال و 11 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 45 دقيقه قبلالآنــم تنــهآ #نیستَــم حتــی 1دَقیــقــه بــآ تنهـــآیی کــه #بهتــریــن رَفـیـقــه