دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

►ℳ@Ž@ђ£Я◄

هیچـﮮ بآبآ فـَـقـَـط בُچآر نَوسآنـــآت شَخصیَتـــی اَم . . . درباره »
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
مرد - مجرد
امتیاز: 5715

دنبال‌شدگان

(660 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(750 کاربر)

گروه‌ها

(79 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1231161_707087332639321_1733832958_n.jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

یــه روزَم آسـِـمــون مَــنَــم میــشــه . . .

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

چند وقت پیشا دوتا موجود خبیث @علیرضا و @*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• داشتن منِ طفل مظلوم اذیت میکردن فی الواقع منم کم نمی اوردم بعد یه دفعه دلم هوس آلوچه کرد بیخیال بحث شدم رفتم سر یخچال این وسط بخاطر فاصله ایی که افتاد سارا پ .خ داد مظاهر دوست خوبم اگر با حرفام باعث شدم ناراحت بشی معذرت میخوام من اون لحظه => انگاری داشت نامه خدافظی میداد حس جدایی مظاهر از سارا و عَیضا بهم دست داده بود

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
فقط نی نی
فقط نی نی

والآ این مسافرت ما چیز خاصی نداشت ولی یه عبضی بود که همیشه بغلم بود اصن دیونشم هرجا میرفتیم فقط به لامپ و روشنایی خیابون نگاه میکرد اصن مَنگ میشد طوری که دهنش باز میشد انگاری از تعجب مغزش داره میره تو کما عاشق خندهآشم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

پسر عموم داشت اس بازی میکرد گفتم با چند نفر اس بازی میکنی گفت دونفر باهم دختر خاله اند من :چطوری میگه یه روز که با یکشون قرار داشتم دختر خاله اش هم باش اومد بهم گفت داداش نداره منم داداش شدم یعنی من الان کشته مرده پیوند خواهر برادریشونم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در خاطرات

الانم از مشهد اومدم اصنم خوش نگذشت 3روز بودم یه سره خوابیده بودم جایی نرفتم هیچی هم نخریدم آخرین روز بختم باز شد رفتم حرم اونم پسر دایی-م بغلم بود یه سره گریه میکرد اصن نمیدونم چی شد امروزم تو راه با تریلی کردیم در ماشینمون سمت کاملا لِه شد بد بختی هنوز زندم این بود سفر زهر ماری من

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
توسط موبایل در یآددآشت هآی یک دیوآنه

از کنار یه مغازه نزدیک حرم رد شدیم یارو جدی گیر داد بیا واسه پدرزن مادرزنت سوغاتی بخر آخه دختر خالم کنارم بود فکر کرد زنمه منم کم نیاوردم رفتم قیمت گرفتمبعد گفتم یه دور بزنم برمیگردم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
توسط موبایل در دیوونه خونه

خاله ام میگه من بلد نیستم بریم پیش اونجا که به کبوترآ دون میدن گفتم:خاله تو آسمون هرجا کبوتر دیدی همراش برو حتما میبردت اونجآ

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

الان داشتم کلیپآ که دیشب مردم ریختن خیابون واسه شادی میدیدم خدا وکیلی همشون واسه خودشون یه پا رقاصن یه پسرِ بود یجور قِر میداد انگاری در خلقتش سهل انگاری شدهیه دخترو پسر اومده بودن وسط خیابون ولوم ماشین بالا هیچی دیگه دیگران را به فیض رسوندن تا باشه از این شادیآ

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

دوستم بهم پیام داده خیلی نامردی من: واسه چی آخه میگه:آدم نیستی میگم خووو چی شده میگه بیشعور بارا یه مخاطب بگیر منم مخاطبمو میارم باهام بریم بیرون اصن من اسیر این رویاپردازیشم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

مادرم اومده میگه مظاهر زیر شلوارتو بده اتو کنممن الان یه میزگرد گذاشتم تا جمله شو تحلیل کنم چرا زیر شلوارو میخواد اتو کنه

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
1371305653678907.png ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

خدمت اونایی که تازه عکس آواتارشون بنفش کردن و عکس کلید گذاشتن باید عرض کنم من چند وقته پیش پیراهنمو بنفش کردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

مردم تو خیابون جوری خوشحالنانگار که من عروسی کردم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

ساعت نزدیکه 3 صبحِ بابام هنو نیومَده تا فردا هم نمیاد واسه چی ؟ واسه اینکه 4تا احمق نریزن تو خیابون آسایش دیگرانو خراب کنن

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امسال از صدا و سیما انتظار خلاقیت داشتممثلا به جای عروس و داماد باید یه زن حامله می آوردن همونجا می زائید بچشم رای میداد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

دارم وقتی آهنگ اوج میگره منم اوج میگرم مث اینایی که موزیک ویدئو میدن اشکال هندسی از خودم در میارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

استاد دوستمو انداخته بهم پیام داده عمه استاد ازم حامله شده