اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت !!
من و یک دنیا خاطرات تو ... امشب شب آخر است برای من راه آماده مرا میخواند ...بی صدا لباس هایم را بر میدارم قاب عکسی از گذشته ...چند تکه خاطره و دیگر هیچ میخواهم بروم آنجا که کسی سراغم را نگیرد ... راستش را بخواهی رفیق دلم لک زده برای پیچ و خم جاده ها بوی گندم زار ...نسیمی که بوی یارم را بدهد همه خوابند اکنون زمان رفتن است ... تا طلوع خورشید من در جاده گم شده ام نقطه ای بر وسعت دنیا مرا بیاد داشته باش شاید باز هم را دیدیم .... خدا حافظ رفیق
اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت. یه روز که طرف اومده بود عربده کشی، تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام. رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو یه نگاه بهم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد، منم سه پیچش شدم، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه!!
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 4 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 16 ساعت و 3 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 16 ساعت قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 59 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبل