محمد
میگم کسی میدونه پیش شماره ی رایتل چنده ؟
محمد
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست /تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست /عاشقی مقدورهر عیاش نیست /غم کشیدن صنعت نقاش نیست
محمد
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ولی بترس از روزی که همون بشه درد دلت .
محمد
عشق یعنی اینکه وقتی یه اس ام اس ازش میاد حتی قبل اینکه بدوونی چی نوشته لبخند میاد روی لبت، همینکه یه لحظه بهت فک میکرده واست اندازه یه دنیا می ارزه
محمد
ای کاش هایم را مینوسم تا بدانم ...................بدانند
محمد
ای که دل می بری /کی تموم میشه دربدری /چه کنم آقا جون /منو کرببلا ببری /میدونم که نیازی به من نداری /دلتم نمیاد رو به من نیاری /جان حسین حسین حسین حسین جان/ چی بگم به دلم که آروم بگیره/ یا حسین نوکر تو میخواد تو حرم بمیره /یا حسین آقا جون از تو دوره کرم نکنی/ باورم نمیشه باورم نکنی /جان حسین حسین حسین حسین جان/ من کجا تو کجا ندیدم هنوزم /توی خواب آبروم دادیو/ ولی من تو رو دادم عذاب/ مهلتی بده تا به فدای تو شم/ تو برای منو من برای تو شم /جان حسین حسین حسین حسین جان/ دیگه خسته شدم من از این روزگار غریب کاری کن واسه من یا بذار بمیرم بی حبیب خوبه سایه ی تو رو سرم بمونه منو هر کی ببینه بگه دیوونه جان حسین حسین حسین حسین جان
محمد
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محکم بگیر. زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه. روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.
محمد
اگه از پست هام خوشتون اومده نظر بدید بازم بذارم
محمد
هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد /دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز
محمد
دیگر به خلوت های من یک نم نمی باری در دفتر دلتنگی ام شعری نمی کاری لحن سکوتت در دلم هر روز یک جور است قهری؟...نه؟...دلگیری؟...نه؟...آ قا! دوستم داری؟ من – بی تعارف- هستی ام را از شما دارم آقا خلاصه مطلبی ؛ فرمایشی ؛ کاری... من خوانده ام دربارتان یک خیمه ی سادَه ست جایی در آن دارند شاعرهای درباری؟ ... اما من و این رتبه و این منزلت ... هرگز اما تو و این بخشش و این مرحمت... آری توفیق دادی یک غزل هم صحبتت باشم از بس که گل هستی و رو دادی به هر خاری
محمد
چه بگویمت /نمی دانم /این دلو عاشق کردی ورفتی /فقط این دعا را دارم /الهی نگذار کسی عاشق دلی بی رحم شود
خنده دار .اهههههههه
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 19 دقيقه قبل
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 17 دقيقه قبلمیدونی خنده هاش مال این بود ک چقد صادقانه دوستش داشتی ..
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 16 دقيقه قبلمیدونم
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبلچه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی!
13 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبلچه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم