محمد
بهترین شعر اینو عیدی من به شما
محمد
دنیا بد است ،/ بیتو مکان بدی شدهست /ای صاحب زمانه! زمان بدی شدهست /حتی پیامی از تو به اینجا نمیرسد/ بعد از تو باد ، نامهرسان بدی شدهست/ برگرد ، تا هوای زمین را عوض کنی /حالا که نیستی ، خفقان بدی شدهست/ حالا که نیستی ، همه ساکت نشستهاند /حتّی زبان شعر ، زبان بدی شدهست /ساعت ، به سرعت و نگران پیش میرود/ این تیک تاکها ، هیجان بدی شدهست/ دست مرا بگیر که یخ زد بدون تو /جان مرا بگیر که جان بدی شدهست
محمد
سلام به دوستان یه سوال داشتم چرا حرفای یک ملعون تو سایت به عنوان یک بزرگ نمایش داده شه .منظورم شریعتیه ملعونه
محمد
دعای مردم شب زنده دار می گیرد همیشه از سر اخلاص، کار می گیرد ره گلوی مرا اشک شوق باز نکرد مگر چقدر دل انتظار می گیرد؟ بیا که دست تو را ذوالفقار می بوسد بیا که دست تو را کردگار می گیرد چقدر عاشق شب زنده دار داری تو چقدر بغض که در شام تار می گیرد به چهار فصل گدایان همیشه باران هست عنان دیده ی ما را بهار می گیرد سر قرار تو آخر ز جان گذر بکنیم طواف کیست که ما را قرار می گیرد؟ به موی و روی تو آویخته است در همه عمر کسی که دامن لیل و نهار می گیرد تمام هفته به امید جمعه سرحالم غروب جمعه دلم هفت بار می گیرد دم مسیح ز تیغ دو دم دمد بیرون دمی که دست تو از ذوالفقار می گیرد
محمد
از حول دام و دانه دلم چون کبوتر است این روزها دعای فرج خواندنی تر است آقا! بساط قتل مرا جور کرده ای مژگان توست تیر و دو ابروت خنجر است با آن شمایلی که به ارباب رفته است رویت هزار مرتبه از یوسفان سر است اصلا عجیب نیست قیامت به پا کنی این کار دست گرمی اولاد حیدر است وقتی قرار نیست که فردا ببینمت جان دادنم برای تو امروز بهتر است بوی مدینه می رسد از انتظار تو چشم انتظار آمدنت، چشم مادر است در چشم توست ساحل دریای کربلا در دست توست پرچم سقای کربلا
محمد
تورو خدا همه بخونن هیچ داری از دل مهدی خبر؟ گریه های هر شبش را تا سحر؟ او که ارباب تمام عالم است، من بمیرم، سر به زانوی غم است، شیعیان! مهدی غریب و بی کس است، جان مولا معصیت دیگر بس است، شیعیان! بس نیست غفلت هایمان؟ غربت وتنهایی مولایمان؟ ما عبید و عبد دنیا گشته ایم، غافل از مهدی زهرا گشته ایم، من که دارم ادعای شیعه گی، چه بگویم من به جز شرمندگی...؟
محمد
بین قلب و مغزم مسابقه مرگ است مرگ قلبی یا مرگ مغزی؟
محمد
سیروسلوک ما شده خنده بازار خدا.....
محمد
بی حیا، کی بخت من پا میدهد؟ /کودک و سیلی چه معنا میدهد؟/ هر چه میخواهی بزن،/ اما چرا نعل اسبت بوی بابا میدهد
محمد
شامیان مردمان نامردند /خون به قلب رقیه کردند /دشمنانت که آب میبندند /به بی بی خیمه میخندند
محمد
ز من مپرس که عمری چه کار می کردم / گنه به منظر پروردگار می کردم. حسین جان بیا و آبرویم را بخر / که بین همه به دوستی شما افتخار میکردم/karballaian.ir
محمد
پرچم روضه ی تو همیشه بالاست / با تو خشکی دلم همیشه دریاست /بادبان کشتی لطف و نجاتت / چادر مادر تو حضرت زهراست/karballaian.ir
محمد
تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید ، دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید ، نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم ، تحمل می رود اما شب غم سر نمی آید