محمد
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم.// منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم.// ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم.// تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم.//
محمد
سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد/ عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد/ گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی/ جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد/
محمد
سفر از فاصله ی دور حکایت دارد /خسته با رفتن احساس رفاقت دارد/ چه صمیمانه به درگاه خدا گویم/ که دلم از دوری دوست شکایت دارد
محمد
چه مانده ازمن؟چه مانده ازمن؟که حتی ائینه هم مرانشانم نمیدهدهرچه هست تویی
محمد
هميشه نگاهي راباوركن كه گرچه ازتودور است ولي چشم انتظارديدن توست.
محمد
بغض هایت را برای خودت نگهدار ، گاهی "سبک" نشوی "سنگین" تری .
محمد
حجم خالی تو را حجم هیچکس پر نمیکند ، باز هم بگو دوستان به جای ما !
محمد
یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره ها سرشار می کنــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کـرد یک پنجره برای من کافیــســـت
محمد
خداوندا عجلم را به تاخیر انداز/چند روزیست دل تنگ محرم شده است.
محمد
اگه دوست داشتید برای محرم اماده شوید
محمد
باز دل گرفته /بوی خوش محرم میآید /حسسسسسین واااااااااایییییییییییی
محمد
گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست.