دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد
مرد - مجرد
امتیاز: 226.05

دنبال‌شدگان

(93 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(79 کاربر)

بازدید

محمد
محمد

مادر میخواستم زیر تابوتتو بگیرم دستم نمیرسید آخر قدم کوتاه بود .آخر سنی نداشتم .یازهرا

محمد
محمد

اربابمه /همیشه هوامو داره/منو تنها نمیزاره یاحسین

محمد
محمد

ای کاش کربلا بودم

محمد
محمد

صل الله عليك يا سيدناالعطشان /گيرم كه نفس ميكشي و جان به تنت هست /گيرم كه هنوز ، يوسفم پيرهنت هست /گيرم كه بگيرم بغلم پاره تنت را/ گيرم كه مداوا كنم اصلاً بدنت را/ با نيزه ي رفته به دهانت چه كنم من؟ /با لخته ي خون روي لبانت چه كنم من؟ /يادم نرود صحنه ي بسمل شدنت را /هنگام بريدن به زمين پا زدنت را /ديدم كه سنان نيزه به پهلوت فرو كرد /از پشت كسي پنجه به گيسوت فرو كرد/ سنگي به سرت خورد و دگر هيچ نديدي /خواهر به فدايت چقدر درد كشيدي/ من آمدم از تلّ كه ببوسم بدنت را /از گرگ بگيرم كفن و پيرهنت را /وقتي كه رسيدم سرت از پشت جدا بود /اين عاقبت خواهريِ من به شما بود

محمد
محمد

اینجا چه جور جاییه که الهه نمی تونه حرف بزنه بابا بذاریدش/ تصورانتش تبدیل به توهم شد

محمد
محمد

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود /در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود /من عاشق واو زعشق من بی خـبر است/ ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

محمد
محمد

من یه دوست میخوام کسی هست دوستم شه خیلی تنهام

محمد
محمد

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود /در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود/ من عاشق واو زعشق من بی خـبر است /ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

محمد
محمد

من فکر می کنم مزه ی نان عوض شده /ست آواز کوچه ، لحن خیابان عوض شده ست/ تنها نه لهجه ی دل من فرق کرده است/ حتی صدای گریه ی باران عوض شده ست/ عارف ترین کسی ست/ که پشتش به قبله است/ این روزها که معنی عرفان عوض شده ست/ خانها و خواجگان همه جا صف کشیده اند/ مصداق خان و معنی خاقان عوض شده ست/ سبز و سپید و سرخ چرا قهر کرده اند؟/ آیا سه رنگ پرچم ایران عوض شده ست ؟/ قرآن شکیل تر شده ، انسان حقیرتر /شاید کمی معانی قرآن عوض شده ست /"شیر خدا و رستم دستانم آرزوست"/ شیرخدا و رستم دستان عوض شده ست/ این روزها چقدر قم از دست رفته است/ این روزها چقدر خراسان عوض شده ست/ ما بندگان نفس به سلطانی آمدیم/ سلطان من کجایی؟ سلطان عوض شده ست/ انسان روزگار مرا ای خدا ببین/ انسانیت عوض شده، انسان عوض شده ست/ ایمان بیاوریم که ایمان نمرده است/ ایمان بیاوریم که ایمان عوض نشده ست/

محمد
محمد

اگر نیستید اثبات کنید؟

محمد
محمد

وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست /وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست/ ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست/ صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست/ کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست/ گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .

محمد
محمد

بی وفایی کن وفایت میکنند /با وفا باشی خیانت میکنند/ مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست /مهربان باشی رهایت میکنند . . .

محمد
محمد

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم. مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محکم بگیر. زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه. روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد
محمد

همه بخونن اشکمو در آورد

محمد
محمد

زندگی عشق است عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی