میترا
بگذار هر که می خواهد مهمانِ امروز و فردایت باشد... دلم که یقین دارد که در پس کوچه هایِ شب زده گیت هنوز هم عطر من جاریست !!!!!!!!!
میترا
این منم آن شب زده ی آشفته از حوالی بی کسی پناه آورده ام به حوالی تو …
میترا
آواز بالی، بالشم را میبرد با خود: پرواز بی مقصد فراز خانههای خفته در تاریکی ممتد بالم در آن رؤیای بی فرجام کم کم رنگ میبازد.
میترا
دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم تقصیر خودت بود آمدی رفتی ... به هر چه کوتاه عادتم دادی ...
میترا
تقصیر تو نیست! حتما اشتباه از متصدی آرزو ها بوده! که تو نصیب دیگری شدی .....
میترا
با ختم کلام آغاز شدم به ابتدای راه رسیدم نمی دانم ! شاید خط سومی بودم که انسان های اولیه ترجمه می کردند.
میترا
تو را می بازم به تاوان تمام جرزنی های کودکی فصل قایم باشک های بی هوا در تودر توی تقدیر... ترانه های بی صدا به بکارت حنجره ات آویخته بخوان و تقسیمم کن بر صفر که بی نهایت باشم....
میترا
جالبه وقتی گریه میکنی همه میگن ولش کن بزار راحت باشه ولی وقتی میخندی همه میان میگن چی شده ؟ بگو ما هم بخندیم!! مشـــکوکـــــــی...
میترا
هر چه کردم انعکاسش بر من رسید خوبتر می شوم زودتر بر من خوبی کنید
سلاااااااااااااااااااااااام خوبی میترا جون؟
15 سال و 1 ماه و 1 ساعت و 56 دقيقه قبلفدات شم عزيز دلم همين كه تو خوبي منم خوبم
15 سال و 1 ماه و 1 ساعت و 54 دقيقه قبل