میترا
مثل باران های بی اجازه وقت و بی وقت در هوایم پراکنده ای و من بی هوا ناگهان خیسم از تو !
میترا
معلم و شاگرد ..........(ديدگاه)
میترا
معلم: 10 تا سيب داريم من 9 تاشو ميخورم، چند تا سيب ميمونه؟ بچه: همون يكي روهم بردار بخور بدبخت سيب نخورده !
میترا
دعایم گرچه گیرانیست....دعایت میکنم هرشب.... نمیدانم چه میخواهی از او خواهم برای تو.... هر آنچه در دلت خواهی
میترا
رفتم شلوار بخرم میگم کجاییه؟ میگه ایتالیاییه؛ میگم چرا پرچم ایران داره پس؟ میگه دِ! این پرچم ایتالیاست میگم پس این الله وسطش چیه؟ میگه برای ایران زدن دیگه
میترا
من برای نبرد با تاریکی شمشیر نمیکشم. چراغ می افروزم. زرتشت
میترا
درختی که منم برگهایش را ریخت تا تو ماه را از میان شاخه هایش تماشا کنی
میترا
جلوی پسره رو تو خیابون میگیرن میگن: این خانم با شما چه نسبتی دارن؟ میگه: تو [!]بوک با هم پنج تا دوست مشترک داریم
میترا
باید از بهترین دوست ترسید چونکه هیچ کس روح تورا انقدر عریان ندیده است که جای دقیق زخم ها را بداند.....!
میترا
با هيچكس بر سر باورش نمى جنگم! خداى هر كس همان است كه درون او با وی سخن مى گويد...
میترا
راه كه ميروم مدام برميگردم پشت سرم را نگاه ميكنم ديوانه نيستم؛ خنجر از پشت خوردهام
میترا
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند . هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود