میترا
من تو ; ما یادت هست ؟ تمام شد ... حالا : تو او ; شما من هم به سلامت... !!
میترا
وقت ميهمــاني يــــــــار است بغل باز كنيـــــــد/ عطـــر ديــــــدار حبيب است كمي نــاز كنيــــــد/ بـر سـر سفـــــرهي ميهمانــي آيـــــــات خــــــدا /ذكـــر عجل فرجـــــــي را به غنـــا ســــاز كنيـــــد
میترا
آه کجا می نگری!؟ زندگی ثانیه ایست! وسعت ثانیه را می فهمی!؟ هیچکس تنها نیست...! ما خدا را داریم... می شود با یادش همچو نسیم، بال در بال پرستو، بوسه بر قلب شقایق ها زد و زیبا زیست...!!
میترا
آرام آرام، دانه دانه، سنگ ریزه می اندازی میان ِ برکه ی کوچک تنهایی هایم. ... چه ساده پریشانم می کنی، چه ساده می خندی ..
میترا
گاهي تو، گاهي ياد تو، گاهی هم غم تو، آخر اين "تو" کار مرا تمام میکند !!
میترا
رد پای زندگی را که گم می کنم لحظه هایم به دنبال حادثه ای می گردد حادثه ای به وسعت تو به وسعت تنهایی من تنها تو و دیگر هیچ...
میترا
ما زیاران چشم یاری داشتیم، یاران هم متقابلا ز ما چشم یاری داشتند ،ما منتظر اونا، اونا منتظرِما .. وضعمون شد این اصن یه وضعیییییی
میترا
نویسنده : کارلوس فوئنتس (1928 - 2012 مکزیک) مترجم : محمد امینی لاهیجی نشر : تندر 235 صفحه: جمله هایی از کتاب : "چیست که پایدار می ماند و نمی گریزد، چیست که هرگز محو نمی شود و برای همیشه پایدار و دوست داشتنی باقی می ماند؟" "تسلیم شدن چقدر راحت، ولی پیگیری کردن و سر حرف خود ایستادن چقدر سخت است."tk
میترا
یکی از فانتزیام اینه که یکی واسم یه جعبه بزرگ کادو بیاره و توش یه جعبه کوچکتر باشه و همین روند ادامه پیدا کنه و آخرش برسه به سویچ پورشه یا مثلا لامبورگینی !
میترا
به من شک نکن مرا در آغوش باور خود بزرگ کن بزرگ خواهم شد! قد خواهم کشید! میوه خواهم داد به من شک نکن ... شک تو ویرانی من است.