میترا
دیر آمدی باران... دیر! من در جایی در حجم نبودن کسی خشکیدم...!
میترا
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان ، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش! چون آدمی که ابله باشه ، معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه....
میترا
جهنـــــمی به پــــا می کند دلــــــم وقـــــتی شـــــــعری بیــــــاید و « تــــو » میــــــان آن نبــــاشــــی ...
میترا
پرندهای میانِ چشمهات خوابِ عاشق شدن میدید. پلک زدی برای همیشه پرید!
میترا
کمی آهسته تر ...دلم زیر گام های توست هر جور رد شوی له میشود لااقل جوری برو نفسم بند نیاید ...!
میترا
عجیب است دریا... همین که غرقش میشوی پس می زند تو را ! درست مثل بعضی از آدم ها ... !
میترا
بگو ســـــیب لبخند بزن... همیــــــن و بازپس بگیر همهی حق ِ جاذبه را از زمین..
میترا
روزگارا ...!
تو اگر سخت به من میگیری با خبر باش كه پژمردن من آسان نیست. گرچه دلگیرتر از دیروزم گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند لیك باور دارم دلخوشی ها كم نیست...
میترا
یادش بخیر!!! وقتی معلم می خواست درس بپرسه ...یکی که داوطلب میشد یه نفس راحت میکشیدیم دلم برای یه نفس راحت کشیدن تنگ شده
میترا
اینـــ که نامشـــ زندگیستــــ منـــ را کشتـــ ! مانده امـــ ... آنـــکه نامشـــ مرگـــ استـــ با منـــ چه می کند؟!
میترا
همه چیز در زندگی عادت میشود مانده ام چرا رفتنت این قانون را نمی پذیرد
میترا
این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی من نگا ه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی
میترا
سقوط کرد آسمان در نگاهم آنگاه گریه کردم بر خاکستر هیمه ی ِ خویش
میترا
شايد در باور خيالم نگنجد . ولي دلم براي كودكيم تنگ شده است . وحسرت خنده هاي بچه گانه ام .اشك حسرت به دل تنهايم به ارمغان مي آورد . آيا تو اي غريبه هميشه آشنا . مثل من در كوچه هاي تنهاييت گم شده اي .....؟ "
میترای مهربون تقدیم به تو عزیزززززززززززززم یک بغل گل مریم
14 سال و 10 ماه و 21 روز و 8 ساعت و 53 دقيقه قبل