میترا
فقط با دوست می توان قهر کرد غریبه ناز ما را نمی کشد ... قدر دوستان خود را بدانیم .
میترا
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است مثل همین باران بی سوال که هی می بارد که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!
میترا
یکی بیاید که وقت رفتن نرود.....!
میترا
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان... برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم... حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...! برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش... خنده هایی که دارم فراموششان می کنم... ... و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام !!!
میترا
چه آسان تماشاگر سبقت ثانيه هائيم و به عبورشان مي خنديم چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ مي کنيم و چه ارزان به اخمي مي فروشيم لذت باهم بودن را چه زود دير ميشود و نمي دانيم که فردا مي آيد و شايد ما نباشيم
میترا
بيراهه رفته بودم آن شب دستم را گرفته بود و مي كشيد! زين بعد همه عمرم را بيراهه خواهم رفت!!
میترا
به سلامتي مگس كه يادمون داد زياد كه دور كسي بگردي آخرش ميزنه تو سرت....!!
میترا
تمامِ دریچهها را به روویِ ماه و آفتاب بستهاَم تمامِ پردهها را هم کشیدهاَم. نه نور و نه روشنایی، ... نه نسیم، نه عطری آشنا، و نه حسِ قشنگِ برخاستن از بستری آشفتهی خیال. تو که نیستی، همیشه همین است!
میترا
دیروز چک باطله است فردا چک وعده ای است امروز است که تنها نقدینه شماست آن را عاقلانه هزینه کنید . . .
میترا
ارزش قطره های باران را گلهای تشنه میدانند و قدر دوستان خوب رادلهای تنگ!
میترا
ای کاش جادوی چشمهای تو در دست های خالی من بود تا از اعجاز نگاه خویش هزاران بار بی دریغ عشق را به تو من می دادم
میترا
دیوار احساس مرا همه كوتاه می پندارند اما چه می دانند در پس این دیوار كوتاه زمینش عمق فراوانی دارد ...
میترا
کسی در این سوز و سرما دستــهايت را نمی گیرد... در جيبــــت بـــگذارتشان... شايد.... ذره ای خاطره ته جيبت مانده باشد.... که هنوز هم گرم است.....!

14 سال و 10 ماه و 13 ساعت قبل