میترا
تــو میگذری ..
زمان ..
میــگـــــذرد !.....
چه كنم با دلــــی ..
كه از تو ..
توان گذشتنش ..
نیست....؟
میترا
مــــــــي تــــــرســـــــــم..... دست به صورتم نزن .... می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی! ..
میترا
دیروز داداشم بهم گفت برو بمیر!!! میخواستم بگیرم ببوسمش... مدت ها بود کسی همچین آرزوی زیبایی واسم نکرده بود
میترا
خالق من بهشتي دارد نزديك زيبا و بزرگ و دوزخي دارد به گمانم كوچك و بعيد و در پي سودايي است كه ببخشد مارا
میترا
شايد در باور خيالم نگنجد . ولي دلم براي كودكيم تنگ شده است . وحسرت خنده هاي بچه گانه ام .اشك حسرت به دل تنهايم به ارمغان مي آورد . آيا تو اي غريبه هميشه آشنا . مثل من در كوچه هاي تنهاييت گم شده اي .....؟ "
میترا
وقتي صداي خرد شدنت زير پاي عابران نواي دل انگيزي شد،چه فرقي ميکند برگ سبز کدام درخت بودي!!!!!????
میترا
فریاد را همه می شنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.
میترا
آدم خوش بین، شیطان را هم فرشته می بیند.
میترا
آغاز هر سلام، پایان خداحافظی است.
میترا
انسان پديده اي غريب است : به فتح هيماليا مي رود ، به کشف اقيانوس آرام دست ميابد ، به ماه و مريخ سفر مي کند ، تنها يک سرزمين است که هرگز تلاش نمي کند آن را کشف کند و آن دنياي دروني وجود خود است
میترا
اگر فرصت بر در نمی کوبد ، دری بساز