میترا
عدد یک را دست کم نگیرید، یک عمر، یک زندگی، یک انسان!
میترا
پزشكی ی ِ قانونی، مرگ ماهی ی ِ درون حوض را، خفگی ِ در آب به دلیل شنا بلد نبودن اعلام كرد.
میترا
برای اینکه احساس خود بزرگی کند، از کوه غرور بالا رفت!
میترا
تمام ارزها را در صرافی معامله می کردند، بجز عرض معذرت!
میترا
شاید پیش نیاز درس زندگی، یک واحد دروغ باشد.
میترا
چون ریاضی بلد نبود، دیگران را آدم حساب نمی کرد.
میترا
سهراب !! گفتي:چشمها را بايد شست……شستم ولي !……… گفتي: جور ديگر بايد ديد…….ديدم ولي !………….. گفتي زير باران بايد رفت……..رفتم ولي !…………. او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را…هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت ـ دیوانه یـ باران ندیدهـ ـ
میترا
شرکت برق، حتی برای برق کفش هایم هم تعرفه صادر کرد.
میترا
مثل باران های بی اجازه وقت و بی وقت در هوایم پراکنده ای و من بی هوا ناگهان خیسم از تو !
میترا
خدایا مرا محروم کن از داشتنهای خطرناک حتی اگر اشک بریزم التماس کنم،مرا محروم کن از عسلهای مسموم از مارهای خوش خط و خال،لذتهای اندوه بار،ای مهربانتر از من نسبت به من
میترا
من عاشق اون ديالوگم که پدر ژپتـو به پينوکيــــو ميگه: پينوکيـــــــــــــــو ... چـــــوبـي بمـــــان! آدم هـــــــــــــا سنگـــي انــــــــــد دنيايشـــــــــان قشنــــــگ نيسـت