میترا
گاهـی آدم دلـش میخواهد کفش هایش را در بیاورد، یواشکـی نوک پا نوک پا از خودش دور شـود، بعد بزند به چاک فرار کند از خودش ..
میترا
زندگي همچون بادکنکي است در دستان کودکي که هميشه ترس از ترکيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد
میترا
برای بلند شدن ابتدا باید خم شد . گاهی که مشکلات خمت می کنند به یاد بیاور که این آغاز ایستادن است.
میترا
به كلبه كوچك قلبم دعوتتان ميكنم تا بداني در اجاق سرد دلم چيزي جز ياد شما ها نيست
میترا
سعی نكن متفاوت باشی ... در این روزگار نامرد! فقط خوب باش ... خوب بودن به اندازه كافی متفاوت هست!
میترا
دقت کردین: اگه بچه ها لیوان بشکنن : ای دست و پا چلفتی ... -اگه مامانه بشکنتش : قضا بلا بود -اگه باباهه بشکنتش : این لیوان اینجا چیکار میکنه...!!
میترا
از ساعت متنفرم ! این اختراع غریب بشر که مدام ، جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!!
میترا
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن ...میخورد روی پیشانیاش
میترا
اینـــ که نامشـــ زندگیستــــ منـــ را کشتـــ ! مانده امـــ ... آنـــکه نامشـــ مرگـــ استـــ با منـــ چه می کند؟!
میترا
" هست " را اگر قدر ندانی می شود " بود " و چه تلخ است " هست " ی که " بود " شود و " دارم " ی که .. " داشتم "...
میترا
متنفرم ! از خاطره هایی که وقتی بهشون فکر می کنم میگم: وای من چقدر احمق بودم...!!!!
میترا
سلام اینجا رادیو دل است. صدای مرا از عمق قلبم میشنوید. این یک پیام نیست. یک احساس پاک است که میگوید: همیشه بیادتم ای دوست