دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

دچار مرگ عاطفی شده ام... متقاضی باشد،... زندگی ام را اهدا میکنم

میترا
میترا

به باران دل نبند که هر چهار فصل، دیوانه‌ات خواهد کرد: اگر ببارد، از شوق اگر نبارد، از دلتنگی.

میترا
میترا

دلم يك آسمان باراني مي خواست مي خواهم با خدا قدم بزنم در تمام كوچه هاي دلتنگي مي دانم تنها اوست كه التيام بخش همه زخمهاست ...

میترا
میترا

آبـــــا ن و بــ ــــا ران و.. مــــ ـــن و ... این بار هــ م ، این قـافیـ ـه با نام تو.. کامـل نشـ ـد! ... آبـــان و بـ ـــاران و مــن و.. یکــــ. شعــ ـــر بی*تـــو .. تـا ابـــــــــد !!!

میترا
میترا

با خیال تمام دوستت دارم ها و بی خیال هرچه دوستم نداشتی ها یک شب ؛ بی آنکه کسی پشت سرم آب بریزد دل به جاده خواهم سپرد کا[!]ت اعتماد چارپایه را جلب کنم. به امید اون روز...

میترا
میترا

خوشــبختی هایم را با عجله در ســرنوشــتم نوشته بودند بد خط بود ، روزگــار آنها را نتوانست بخواند ... ! خدایا عجله داشتی واسه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میترا
میترا

و عشق قیچی شد ! وقتی تو سنگ شدی و من کاغذی بی رنگ . . . ! شايد اين جهان مكث قصه گو باشد، ميان يكي بود... يكي نبود...

میترا
میترا

همه چیز در زندگی عادت میشود مانده ام چرا رفتنت این قانون را نمی پذیرد

میترا
میترا

این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی من نگا ه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی

میترا
میترا

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟ پسر جواب داد:من میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود. پسرم من میزنم یا تو؟ این بار پسر جواب داد شما میزنی. پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟ پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

هوای تهران نه این بار برای من دعا کن مادر دلم گلویم تحمل این همه بغض آلوده را ندارد

میترا
میترا

عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد یعنی ترا تاریخ درکار نباشد… یعنی تو با صدای من سخن گویی… با چشمان من ببینی… و جهان را با انگشتان من کشف کنی…

میترا
1319660828297092_large.jpg میترا

اینجا انتهای زمین است...درست لحظه ی مرگ انسانیت...جایی که دست های مادران بوی خون می دهد!!!بوی "جنایت"و آبهای راکدش طعم کودکانی را می گیرد که بی نفس خفه می شوند در خفقان این نکبت آباد!... معصومیت ها دریده میشوند...و "آدم "ها...همین ما آدم ها...چه ساده می گذریم از کنار درد هایمان..."این درد های مشترک"اینجا انتهای زمین است...درست همین جایی که ما ایستاده ایم!...

میترا
میترا

وقتی سگ ها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند . . . و مترسک ها در مزارع با کلاغ ها تبانی می کنند . . . از .....وفا داری ...... آدم ها چه انتظاریست ؟؟؟؟

میترا
میترا

اون از دنـیـای مـن رفـت .. مـن درتـخـیـل .. دنیــــــــــــــامـو رو بـرعـکـس مـیـکـنـم و اون میـــــــــــاد .............! ولـی خـوشـبـخـتـانـه مـن آدم خـیـالـاتـی ای نـیـسـتـم ..!