میترا
مـے بـیـنـــے ... وقـتـے کــه تــو نـیـسـتـــے ؛ قَـلَــم و کــاغَــذ هــم بــا مَـن غــریـبـــه انـــد ! دیـگــر نــوشــتَــنَــــم نـمـــے آیـَـد . . . /
میترا
در خلوت كوچه هایم باد می آید اینجا من هستم ؛ دلم تنگ نیست.... تنها منتظر بارانم تا قطره هایش بهانه ایی باشند برای نم ناك بودن لحظه هایم و اثباتی بر بی گناهی چشمانم!
میترا
آهسته گفت : خدا نگهدارت در را بست و رفت آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند!!!
میترا
میدونم گذاشتن این عکس رو پیجتون کار اشتباهیه ولی شماها بگین میشه این عکس رو دید بی تفاوت بود.. به یقین بزرگترین فرق میان انسان و حیوان درد است. واقعا ما آدما کجا داریم میریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میترا
عصاره تمام مهربانى ها را میگیرم وازان فرشته ای میسازم همچون "خودت"
میترا
از طلا گشتن پشيمان گشته ام/ مرحمت فرموده ما را مس كنيد
میترا
آنقدر آرزوهامو به گور بردم که .... ديگر جایی برای جسدم نیست!!!
میترا
سکه های دوستت دارم را به من برگردان باید جای بهتری خرجشان کنم...
میترا
همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی
میترا
خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟
میترا
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ... می خواهم امروز را زندگی کنم ... خواستی باش ... نخواستی نباش...
میترا
کدامین چشمه سمی شد که آب ازآب میترسد ؟؟ که حتی ذهن ماهیگیر ازقلاب میترسد! گرفته دامن شب را غباری آنچنان برهم... که پلک ازچشم ، چشم ازپلک و پلک از خواب میترسد...