میترا
هَــــر شَـبــ آب نَمـــک قِــــرقِــــره مـی کُنــد!! گلـــو دَرد دارد چِشـــم هــایَمــ
میترا
رسیدن که دل دل می زند بین فاصله هامان دلم پیرهن عروسکی قشنگش را تن می زند سرمه می کشد لپ هایش را نیشگون می گیرد و می نشیند نفس به نفس ِساعت ، ثانیه می شمارد ...
میترا
همان صفر باش.. .همان دایره ای ساده و خالی که با حضورش روبروی هر عددی آن را تا ده ها و صدها برابر ارزش می بخشد
میترا
دلم دیگر به این عشقها گرم نمیشود؛ باید به مادرم برگردم اتفاق است دیگر...
میترا
بعید می دانم این بار کشتی نوحی در کار باشد ! تنه های درخت، پشت این همه کامیون تابوت خواهد شد...!!!
میترا
احــ ــسـاس قَشَـ ـنگیــســت ڪہ در خَـلـوت خــود، یــ ــاد یڪ دوسـت تــ ـو را غَـ ـرق تَمــ ـاشــ ـا ســ ــازَد
میترا
یادمان باشد اگر دور شدیم از صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم...!
میترا
سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسلام
میترا
دقت کردین اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اینکه با کاغذ بریده بشه؟؟
میترا
میگی پایتخت رومانی چیه ؟ یارو لایک میکنه ! مثله اینه که به یکی بگی ساعت چنده ماچت کنه !
میترا
هرگز نفهمیدم فراموش کردن دَرد داشت یا فراموش شُدن ....... به هر حال دارَم فراموش میکنم...... فراموش شُدنم را ....
میترا
این چرندیات که مینویسم و کَسی نمیخواندشان .. همه شان برای روز مباداست .. وقتی بیایی این هارا پرت میکنم جلویت .. تا بدانی که چه میگذشت وقتی نبودی .......!
میترا
ﻣﯽ داﻧﯽ ؟ اﻧﮕﺎر ﭼﺮخ ﻓﻠﮏ ﺳﻮارم اﻧﮕﺎر ﻗﺎﻳﻘﯽ ﻣﺮا ﻣﯽ ﺑﺮد اﻧﮕﺎر روﯼ ﺷﻴﺐ ﺑﺮف هﺎ ﺑﺎ اﺳﮑﯽ ﻣﯽ روم و ﻣﺮا ﺑﺒﺨﺶ وﻟﯽ ﺁﺧﺮ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﻋﺸﻖ را ﻧﻮﺷﺖ ؟
به به .....سلام عزيزم....خوبي؟؟؟
14 سال و 4 ماه و 9 روز و 6 ساعت و 47 دقيقه قبلسلام سوسن جون قربونت بشم من خوبم تو چطوري؟
14 سال و 4 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 38 دقيقه قبلخدا نكنه خانم گل.....خدا رو شكر كه خوبي....منم خوبم فداي تو....
14 سال و 4 ماه و 9 روز و 5 ساعت و 36 دقيقه قبل