مُجے پاراداکس
میخوام چند تا دیالوگ از کتاب شازده کوچولوی آنتوان دو سنت اگزوپری رو واسه دوستانی که اونو نخوندن اینجا بذارم... توی دیدگاههای این پست دنبالش کنید...
مُجے پاراداکس
آلبرت انیشتن: فقط دو چیز در جهان بیکران است: کهکشان و حماقت انسان، البته درمورد اولی مطمئن نیستم!
مُجے پاراداکس
گویند روزی شخصی، نابینایی را در راهی دید که در یک دست سبو و در دست دیگر فانوس داشت به او گفت تو که نمی بینی فانوس به چه کارت آید گفت این فانوس از بهر کوردلان تاریک اندش است که به من نخورند و سبوی من را نشکنند
مُجے پاراداکس
دکتر علی شریعتی: عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا
مُجے پاراداکس
ماتریکس: مورفیوس به نیو: اگه قرص آبی رو برداری، همه چیز تمومه، توی رختخوابت بیدار میشی و باور میکنی اونی رو که دلت میخواد... ولی اگه قرص قرمز رو برداری، توی سرزمین عجایب میمونی و من بهت نشون میدم که سوراخ خرگوش تا کجاها میتونه که پائین بره... فقط حواست باشه که تنها چیزی که من بهت پیشنهاد میدم حقیقته، نه چیزی بیشتر...



15 سال و 8 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 15 دقيقه قبلوای وای وای. اون 2 تا که دستشون رو دیواره معرکه ان.
راستی، توی دیار شما به اینا پشه میگن ؟
کلا ما بهشون میگیم پشه... ولی اگر میخوای بدونی اصلش مگسن!!!
15 سال و 8 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 11 دقيقه قبل
15 سال و 8 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 9 دقيقه قبلآهان حال فهمیدم چی شد.
b-( 
15 سال و 8 ماه و 22 روز و 9 ساعت و 8 دقيقه قبل