مرتضی
پسر چشمهایش را گشود تنها چیزی را که میدید نفرتی بود که در قلبش جای عشق حک شد بود.
مرتضی
بارسا گل دوم را هم خورد هر دو گل را هم رونالدو زد.
مرتضی
این موقع شب چایی هم برای خودش صفایی داره.
مرتضی
کنار ساحل در اخرین غروب زندگانیم بازهم در انتظارت مینشیم در همان جایی که دستم را برای همیشه خالی از عشق و وفایت گذاشتی.
مرتضی
اخ چی حالی داد بارسا گل خورد اگه شکست بخوره که چه بهتر.
مرتضی
در تاریکی شب تنها به انتظار تو میشینم که همچون ماه بر پشت ابری دور از نگاه دیگران.
مرتضی
دوباره اخر شب شد امدیم جای بروبچ.
مرتضی
ما یکی دیگه ف.ی.ل.ت.ر شدیم .
مرتضی
ای وای فقط مونده که زندگی را هم ف ی ل ت ر بکنند.
مرتضی
خواستیم در مورد [!]بوک بنویسیم برایمان اخطار امد وای خدای من مردم از خنده هر چی خواستیم شکلک بگذاریم اونم نشد.
مرتضی
اخر شب بیای داخل دنبالر خیلی بهتر از صبح و بعدظهر هستش حداقل 2 نفر پیدا میشه.
مرتضی
تنهایی هم عالمی دارد فکر کردن به دیگران و نفرین کردن به خود.