motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
یاد باد آن روزگاران ... یاد باد...
motefavet
لبخندهای شادی و غم فرق دارند / آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند /من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان/ با این حساب اهل جهنم فرق دارند
motefavet
در جستجوی زمزم جوشان عاشقی / از مروه تا صفا بروم با صفا شوم / حرف تمام شعر همین است؛ این که من / در خود فرو بریزم و از نو بنا شوم
motefavet
دوستان همدلم ساز مخالف می زنند / مشکل از ناسازی ساز بد آهنگ من است
motefavet
تا توانی دلی به دست آور /دل شکستن هنر نمی باشد
motefavet
در تنگ ،دیگر شور دریا غوطه ور نیست/آن ماهی دلتنگ ،خوشبختانه مرده ست/ دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش/آن شمع را خاموش کن پروانه مرده ست
motefavet
تو ماورای حروفی و ماورای کلام / لغت ز درک مفاهیم تان شده مأیوس
motefavet
دو هفته ای ست که ظرف نباتمان خالی ست/ و چای می خورم و حسرت خراسان را /سپرده ام قفس مرغ عشق را به عزیز /و گفتم آب دهد هر غروب گلدان را