دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

motefavet

خدایا در ها بسته نیست ... ما دست و پا یسته ایم ... درباره »
motefavet
امتیاز: 2535

دنبال‌شدگان

(203 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(482 کاربر)

گروه‌ها

(123 گروه)

بازدید

motefavet
115.png motefavet

نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
Muharram-mobile-wallpapers-0018.jpg motefavet

یــــــــــــــــــــــــا حسیــــــــــــن(ع)

motefavet
motefavet

طالبم ای نگاهم کنی / گر چه بدم عضو سپاهم کنی... (اللهم عجل لولیک الفرج)

motefavet
motefavet
در مشاعره

در کدام ثانیه می‌اُفتی اتّفاق؟! /حالا سه شب گذشته که من توی این اتاق.../ شب‌های من ولی همه‌ بی ماه ... بی‌چراغ/ حتّی برای شعر ندارم دل و دماغ

motefavet
motefavet
در ظهور

در بر گرفته خلوت دل را غبارها / ای علّت شکفتن گل در بهارها/ هر چند تا ظهور تو در بند عُزلت است/ مضمون بکر بال رها در حصارها /ما چشم بر نهایت راهت نهاده‌ایم /تا ممکن است، باشد از این

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
motefavet

بسا چیزی را خوش نمی دارید و آن برای شما خوب است و بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما بد است و خداوند میداند و شما نمیدانید. (سوره بقره ، آیه 216)

motefavet
awj0vtlpe8ab9d8d0vg.jpg motefavet

ازتاب و تبت بزن ولی شعر بگو / از ذکر لبت بزن ولی شعر بگو / درباره ی ای شاعر/ از نان شبت بزن ولی شعر بگو

motefavet
motefavet

نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من دل ، چو تخته پاره بر موج .... رها ، رها ؛ رهـــــــــــــــا من / .... برای رسیدن به آرزوهایت نکش ............. بکش !!!

motefavet
ax-Zahre-Hasrat.jpg motefavet

گفت چهل سال دارم… بزرگی به او خرده گرفت که اشتباه میکنی چهل سال دیگر نداری !!! هنوز هم نمیدانم هر سال كه میگذرد یك سال به عمرم اضافه میشود یایك سال از آن كم میشود!

motefavet
motefavet
در ظهور

گفتند براي تو عاشقانه ننويسيم حيف است كم است/ براي تو آري اما براي من؟ / عاشقانه هايم تنها براي توست/ براي تو كم است از تو سرودن/ براي من اما همه چيز است /اي تنها بهانه ي ماندن! /اي تنها رابط ميان ما و آسمان! /نيامدي اين هم ... نيامدي صاحبم... امامم آقاي من .... نيامدي... [لینک]

motefavet
motefavet
در خدا

من را دارم ،کوله بارم بر دوش ،سفری می باید ،سفری تا ته تنهایی محض ، سازکم با من گفت : هر کجا لرزیدی از سفر ترسیدی ، فقط آهسته بگو ، "من را دارم"

motefavet
4121212.jpg motefavet

پسر فوق العاده بامزه و دوست داشتنی ای بود. بهش میگفتند:«آدم آهنی». یک جای سالم در بدن نداشت. یک آبکش به تمام معنا بود. آن قدر طی این چند سال جنگ تیر و ترکش خورده بود که کلکسیون تیر و ترکش شده بود. دست به هر جای بدنش که میگذاشتی جای زخم و جراحت کهنه و تازه بود. اگر کسی نمیدانست و جای زخمش را محکم فشار میداد و دردش می آمد،نمیگفت مثلاً(آخ آخ آخ آخ آخ) یا (درد آمد فشار نده) بلکه با یک ملاحت خاصی،عملیاتی را به زبان می آورد که آن زخم و جراحت را آنجا داشت. مثلاً کتف راستش را اگر کسی محکم میگرفت،می گفت:«آخ بیت المقدس» و اگر کمی پایین تر را دست می زد، میگفت:«آخ والفجر مقدماتی» و همین طور «آخ فتح المبین»،«آخ کربلای پنج و...» تا آخر بچه ها عمداً اذیتش میکردند و صدایش را به اصطلاح در می آوردند تا شاید تقویم عملیات ها را مرور کرده باشند.

motefavet
motefavet

یک شب برای چلچله ها از سفر بگو / از روزگار طی شده ی پشت سر بگو /از مردمی که سفره نان و پنیرشان / گسترده بود در نوسان خطر بگو

motefavet
motefavet
در مشاعره

همه هست آرزويم كه ببينم از رويى/ چه زيان تو را كه من هم برسم به

motefavet
1_docu0003.jpg motefavet
در مشاعره

ای جاری ده قرن تا هنوز / بی تو غروب می شود این روزها هنوز / اما هنوز چشم جهانی براه توست/ این آه می رسی از راه یا هنوز؟/