دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مـژدهـ

یـه خـورده لـوسـم،تـقـصـیـر بـابـامـه :( درباره »
مـژدهـ
زن - مجرد
امتیاز: 3367

دنبال‌شدگان

(536 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(502 کاربر)

گروه‌ها

(92 گروه)

بازدید

aynor
aynor

ديگه "" تو "" .... تو دلم جائي نداري...........

پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

شما به دوستاتون چی می گین ؟ رفیق ؟ یا دوست ؟!

باران بهاری
donbaler.png باران بهاری

الهی با خاطری خسته از اغیار و به فضل تو امیدوار ، دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ام ؛ بدهی کریمی ؛ ندهی حکیمی ؛ بخوانی شاکرم ؛ برانی صابرم ؛ الهی احوالم چنان است که می دانی و اعمالم چنین است که می بینی ؛ نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز؛ بهترین ها را در این روزهای پایانی سال ، برای دوستانم که از بهترین ها هستند مقدر فرما.

و 15 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
چه سخته
چه سخته
توسط *اشکان*

چه سخته زندگی وقتی هدفی نداری

علی
علی

بچگيامون مي رفتيم با بچه ها مسجد. بعد يه بار يه مرد اومده بود داشت اشتباه وضو مي گرفت ،همينجوري دستشو گرفته بود زيره آب، ما هم ياده اون قضيه ي امام حسن و حسين افتاديم كه رفتن وضو گرفتن كه پيره مرده بفهمه اشتباه نكنه! رفتيم شروع كرديم با دوستم درست وضو گرفتيم تموم كه شد، يارو گفت : گمشيد ! اداي امامارو در نياريد! من اومده بودم صورتمو بشورم.... از اون موقع به بعد ديگه مسجد نرفتم، ديگه نمازم نخوندم!!! يني اين يكي از بدترين خاطرات زندگيمه!!!

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿

به سلامتیه آزادی ... به سلامتیه زندونیای بی ملاقاتی ... به سلامتیه باغبونی که زمستونو از بهار بیشتر دوس داره ... ( با همان لحن خوانده شود!) مُـچکرم!

Masih
Masih

ماه را می‌شود از حافظه‌یِ آب گرفت..

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

ادامه داستان قورباغه........سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد : من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم.....

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

لطفا بخونید جالبه...پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

مـژدهـ
مـژدهـ

دلم بد جوری هوای روزهای کنکور رو کرده.اون التهاب...اون تب داغ واسه قبولی در برق-مخابرات...خواهرم هم جمعه کنکور ارشد داره.واسش دعا کنید ژنتیک قبول بشه ایشالا.

این ارسال را بازنشر کرده است.
مـژدهـ
مـژدهـ

حالا چرا انریکه؟ @paria_m

*اشکان*
*اشکان*
در دوره

بچه که بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم! چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
arash azimi
arash azimi

همه رویاهای ما میتواند محقق شوند اگر: ما شجاعت دنبال کردن آن ها را داشته باشیم

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

نیمه شب خوبی داشته باشین

مهدی مهاجر
مهدی مهاجر

هر دو لذت بخشن: دونفرى خوابيدن رو تخت يه نفرى! يه نفرى خوابيدن رو تخت دونفرى!