my_moral_suicide
اصلا بيا جاها عوض،يه چيزيم سر ميدم. فقط به شرطی که شب تا صبح هر کی خودش باشه..
my_moral_suicide
مات شدم نمی دونم چی بگم ..یکی منو تکون بده.
my_moral_suicide
دخترانی هستند که مرا به ياد واحدهای عمومی می اندازند. همه آقايان بايد طی اين چهار سال پاسشان کنند..تو سیاه نپوش جذاب میشوی و واحد های عمومی در فکر مخ زدن و رگ غیرت من..
my_moral_suicide
4000 سال بعد.. (765 76598 8090 98 8776 856 -0-90001 8678) که ترجمه اش احتمالا ميشه: بــــــیــــــايد اينجــــــا،يه فسيل اسکیزوفرنی ای پيدا کردم..
my_moral_suicide
مشکلات من هيچوقت حل نميشوند،بلکه از صورتی به صورت ديگر تبديل ميگردند.."killer loop"
my_moral_suicide
امروز يه کلاغ تو چشام زل زد و گفت: "امسال زمستون سختی داريم.." وقتی داشت ميرفت غرغر ميکرد که چرا يه لحظه فکر کرده من زبونشو ميفهمم..
my_moral_suicide
اينرسی: تمايلی است در عناصر ذکور برای بدست آوردن حالتهای شانه به شانه،شانه به سينه و حتی سينه به سينه با افراد جنس مخالف در پيچهای دو درجه به بالا..
my_moral_suicide
ببخشيد آقا،من يه توريستم،لطفا اينو بگيرين و وقتی دارم به برج ايفل اشاره ميکنم روی صورتم تنظيمش کنين،کار باهاش خيلی راحته،کافيه ماشه رو بکشین..
my_moral_suicide
سعی کن درک کنی وقتی جز هوا چيزی برای تنفس وجود نداره،حماقت محضه به خوبی هوا شک کنی..
my_moral_suicide
دوست دارم خواب ببینم که مرلين منسون زل زده به دوربين و ميگه: اين حق طبيعيه شماست که منتظر شاهزاده روشنفکرتون بمونيد ولی من يک عمل ترميمی کم خرجو پيشنهاد ميکنم..
my_moral_suicide
روی تابلوی وحشتناک اون بغل،عکس يه جوجه تيغی بود.زيرش با بنفش نوشته بودن: "به انتهای يک رابطه عاطفی نزديک ميشويد،از سرعت خود بکاهيد.."
my_moral_suicide
پاهام که خسته شد ولش کردم و اومدم.. يه کم جلوتر آقا چاقه داشت به بزرگترين جوجه تيغی ای که تو عمرم ديده بودم لگد ميزد. اون بغل روی يه تابلو يه عکس نيمرخ از من بود.با ماژيک فسفری زيرش نوشته بودم: "من پستم..پس هستم.."
الان عذاب وجدان گرفتی که این حرفا رو میزنی؟ میخوای جاتو باهاش عوض کنی؟
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبلنه..دارم فداکاری میکنم اون فقط منو میبینه راحته..ولی من
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبلنباید جونشو میگرفتی
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 45 دقيقه قبلهجوم صخره ها و تاریکی..
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 40 دقيقه قبلنهههههه نباید این تصورات رو توو ذهنت راه بدی
15 سال و 4 ماه و 1 روز و 18 ساعت و 38 دقيقه قبل