my_moral_suicide
من را در آزمايشگاهی به مادرم تزريق کرده اند. --- "پدرم رئيس آزمايشگاهی در آن طرف دنياست که برايم گرين کارد خواهد فرستاد" --- اينها را دور از چشم پرستار به جوليا و الکس ميگويم و سرم را دوباره زير الکل ميکنم --- اين جنين های احمق هر مزخرفی را باور ميکنند
my_moral_suicide
پسرک پوست شکلاتی من! زندگی برای همه، چيزی شبيه برف بازی است..... مادرک اسکيموی تو
my_moral_suicide
دخترک قصه ما هر وقت گريه نميکرد نمناک بود..
my_moral_suicide
از لای نامه های عاشقانه من به تو : عزيزم در غيبت تو بالشم را در آغوش ميگيرم. اگر ميتوانی چند روز بيشتر بمان..هر چه باشد پَر از جيش خوشبو تر است. . .
my_moral_suicide
کابوس جديدم شمردن گوسفندهايی است که تا بيدار نشوم تمام نميشوند..
my_moral_suicide
فردا ظهر دور و بر میدون گیل ، پيکان قهوهای گل زده من را زير ميکند آخرين تصوراتم آدمهای پارادوکسيکالی هستند که ميتوانند توی ساعتهای خط خطی عصر جمعه،دست بزنند و مال هم شوند وقتی خاکم ميکنند هنوز خون دماغم بند نيامده ..
my_moral_suicide
قبض جاذبه خود را پرداخت نکنيد پرواز کنید..
my_moral_suicide
ــ ميشه راز موفقيتتونو برای ما فاش کنين؟ ــ وای نات..هميشه طوری ببوس که انگار آخريشه!
my_moral_suicide
به کرگدن ها حسودی میکنم به آن خط تقارن همیشگی جلوی چشمهایشان ..
my_moral_suicide
شبهايی که ماه کامل است انسان ميشوم .. فردا شب،کمی بعدتر از وقتی که همه خوابيدند
my_moral_suicide
وقتی بزرگترين دغدغه فکريم بوسيدن پيشانيت بود طوری که بيدار نشوی..