دائم داره پیچ و تاب میخوره. یعنی یه جور ِ غمانگیز، خندهداره. یا شایدم یه جور ِ خندهدار غمانگیز باشه.چیزیام نیست که وسطشو پُر کنه. همهی نکبتیام که دچارشیم مال ِ همینه...همین که هیچیمون حد ِ وسط نیس..هیچیمون.
دریا جان کاملا موافقم با گفته هات....
متن پُست در یکجاهایی تناقض داشت و منطقی نبود و به همین دلیل تذکر دادم
که میشد خیلی زیبا تر در باره این مقوله پرداخته بشه...
نسل ما هزینه های بسیاری رو داد تا امروز دهه های بعدی در رفاه نسبی باشند
منظور صبر تلاش و البته مبارزه با استبداد که این یکی خیلی مهمه....
تمام مبارزات دانشگاهی و تشکلات دیگر از دوره های قبلی بودند و امروز هم داریم هزینه میدیم البته دهه هفتاد به بعد مقصر نیستند چرا که در جریانات سیاسی و اجتماعی حضور چشمگیر نداشتند به دلیل سن کم و انتظاری هم نیست...
ولی همین بچه های دهه هفتادی چندسال پیش مخالفت خودشون رو نشون دادن..و متوجه شدیم که جریانات انتقادی در جوانان ما همه گیر شده...
انقدر زمان ما فضا بسته بود که برای شما قابل لمس نیست...
و این افتخار نیست ما خوشحالیم که نسل آینده ما در رفاه نسبی هستند منظور یکسری ازاد های شخصی وگرنه اقتصاد که همیشه ویران بوده و امروز هم هست..
اصلا فعالیت های ما برای رفاه نسل آینده بود ما توی دانشگاه سال 88 میگفتیم که تمام مبارزات ما برای نسل آینده ماست وهر چی هزینه میدیم برای نسل آینده است..
شاید یه زمانی در باره این موضوع پستی زدم که روشن کننده باشه.
بازم میگم متن شما درسته اما چون فضای قدیم رو درک نکردین نمیتونید قضاوت بکنید
بیتو اندیشیدهام کمتر به خیلی چیزها
میشوم بیاعتنا دیگر به خیلی چیزها
تا چه پیش آید برای من! نمیدانم هنوز... دوری از تو میشود منجر به خیلی چیزها
غیرمعمولیست رفتار من و شک کرده است
ـ چند روزی میشود ـ مادر به خیلی چیزها
نامههایت، عکسهایت، خاطرات کهنهات
میزنند اینجا به روحم ضربه، خیلی چیزها
...
هیچ حرفی نیست، دارم کمکم عادت میکنم
من به این افکار زجرآور... به خیلی چیزها
میروم هرچند بعد از تو برایم هیچچیز...
بعدِ من اما تو راحتتر به خیلی چیزها...
.
.
.
نجمه زارع
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 14 روز و 3 ساعت و 47 دقيقه قبل