†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من زانو هایم را به آغوش کشیده بودم... وقتی تو برای آغوش دیگری... زانو زده بودی...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در این گرم بازار مردم فریب/همه جو فروشند و گندم سمای
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اينقدر به زندهگيام سرک نکش! کوتاهتر از خوابهاي من ديواري نديدهاي؟!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حالا که می خواهی بروی لطفا ضربه ای به این چهار پایه بزن و بعد برو . ..
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یک حرف و دو حرف بر زبانم/الفاظ نهاد و گفتن آموخت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی… چرا که رسوا خواهم شــــــــــــد…! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تــــــو را در میان واژه هایم!!!…
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یک روز بودم و یک روز نبودم این همان است که همه خواهند دید تجربه زیباست اگر بگذارند حال که هستم می خواهم بنویسم چون که نوشتن تجربه است. زندگی را باید از او جست و جود غم را در ماتم او غصه بود او شد شاه و دلم سرباز او زهر بر جامم زدند با نام او
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در این رهگذر هر قدم مشکلی است/که هستش زرو زور مشکل گشای
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
می سپارمت به همانی که تـــــو را به جــــــان من انداخت...!؟ - تقـــــدیــــــر -
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آنقدر محال شده ایی !! که دیگر حتی تو را ارزو هم نمی کنم !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
"بربادرفته" صد بار بهتر است از "از یاد رفته " !
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 19 ساعت و 50 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 37 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 7 ساعت و 55 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 13 ساعت و 57 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 15 ساعت و 46 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!