†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شبتون آروم و رویایی و آبی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد /من نیز دل بباد دهم هرچه بادا باد...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
به یاد داشته باش : اشتباهی که مرتکب می شوی تنها می تواند همان سر آغاز جدیدی باشد که در جست و جویش بوده ای !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم/ که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز... /چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
راه دوست داشتن هر چیز ، درک این واقعیت است که امکان دارد ، از دست برود.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حقیقت تلخی که به زبان آید ، بهتر از زندگی
نا شادی است که در خاموشی سپری شود.
پس آن را به زبان آور!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا /زلف سنبل به نسیم سحری می آشفت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس /کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
این روزها...
بیشتر از قبل ،حال همه را میپرسم...
سنگ صبور غم هایشان میشوم...
اشکهای ماسیده روی گونه هایشان را پاک میکنم
اما...
یک نفر پیدا نمیشود
که دست زیر چانه ام بگذارد...
سرم را بالا بیاورد و بگوید:
حالا تـــــــو برایمــــــ بگو
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در کعبه کوی تو هر انکس که در اید/ از قبله ابروی تو در عین نماز است
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شعر چيزي نيست، لحن ِ گفتن ِ "دوستت ميدارم" است! من لال و كور و فلج و بي دست و پا شوم اگر شعر نتوانم گفت شايد! اما... دوستت خواهم داشت حتما"...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا معطر کنم از لطف نسیم ِ تو مشام /شمّه ای از نفحات نفس یار بیار...
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 16 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 12 ساعت و 54 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!