†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه 13 باشد چـــه یکــ روز دیگــر وقتی سهمـ من از تمـام این روز هــا " نبودنت " باشـد نحس است روز ها
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مهـم نیست چه رنگـی باشـی ،
خوش که باشـی ،
پـنـجه ی آفتـابـی ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دیوانه ام می كند ! فكر اینكه .. زنده زنده ، نیمی از من را ، از من جدا كنند ! لطفا تا زنده ام بــــــــــــــــــمان
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلــم شــاخــه ای
کــه مــیخــواهــد بــا پــرنــده پــرواز کنــد!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مردی چنگ در آسمان افکند، هنگامی که خون اش فریاد و دهانش بسته بود.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حجم خالی تو را حجم پر هیچکس پر نمیکند ... حالا تو هی بگو : دوستان به جای ما !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
می تراود مهتاب می درخشد شبتاب نيست يکدم شکند خواب به چشم کس وليک غم اين خفته چند خواب در چشم ترم می شکند.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تويي كه در همه شبها چراغ خانه مايي
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ميدمد صبح و کله بست سحاب/الصبوح الصبوح يا اصحاب
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زن جنس عجیـــــبی ست ..
چشم هایش را که می بنـــــدی ؛
دید دلــــش بیشتر میشود !
دلش را که میشکنی
بـــــاران لطافت از چشم هایش سرازیــــــر ..
انگـــــار درست شده تا روی عشــــق را کــــــم کند ..
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نی قصهی آن شمع چگل بتوان گفت/نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 16 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 12 ساعت و 54 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!