†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تنت را ديد گل گويي كه در باغ /چو مستان جامه را بدريد بر تن
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست /تا بندهٔ تو شدهست تابنده شدهست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تاب بنفشه میدهد طره مشگسای تو/-پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاند کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ترسم این قوم که بر دردکشان میخندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
جام می در کف و در کوی مغان می گردم/ شادی ساقی باقی به صفا می نوشم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق/ هر دم آيد غمي از نو به مباركبادم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس /توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند/ چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم/ که در طریق ما کافریست رنجیدن
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است /جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ناف هفته بد و از ماه صفر کاف و الف /که به گلشن شد و این گلخن پر دود بهشت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مانعش غلغل چنگ است و شکر خواب صبوح/ ورنه گر بشنود آه سحرم،باز آید
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مـفـروش عـطـر عـقـل بـه هـنـدوی زلـف ما /کـان جـا هـزار نـافـه مـشـکـیـن بـه نیم جو
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم/ یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 16 روز و 23 ساعت و 35 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 6 ساعت و 53 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 12 ساعت و 55 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 14 ساعت و 43 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!