†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه ساده بودم؛ آن هنگام که می پنداشتم، ترکیدن بادکنک قرمز من ناگوارترین حادثه ی عالم است...!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اینـجــــا ، زمین … ارزانــــتر از هـمه چـــــیز ، انــسان ! نـــــرخَ ش هـــــم بـــــروز نــیست ! امّــــا ، مصـــرفـش تـــــاریـــــخ دارد ! سلام ، تـــــولــــــیدَش ! و انــــــــقضـــایــــــــش ؛ خــــداحــــافــــظ !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مكن مستم كه هوشيار تو هستم/ مكن خوابم كــه بيدار تو هستم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خوش بودن که به این سادگی ها نیست...../ باید تو باشی و باران....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ز خواب غفلت و هول قيامت/ زبانم را به استغفار گـردان
بازی با کلمات و دِل واژه ...
هیچ وقتـ از تنـهـایی دلگیـر نبـاش کـه خـودش تنهـاستــــــ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من به بعضی چهرهها چون زود عادت می کنم/ پیششان سر بر نمی آرم، رعایت می کنم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در خیالم استراحت کن ...چیزهای ساده پیدا میشود اینجا...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من یک زره برای جهازش فروختم /او عزم، جزم کرده بمیرد برای من
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 23 ساعت و 18 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 14 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 13 روز و 12 ساعت و 37 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 2 روز و 14 ساعت و 26 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!